پژوهِشها نشاٰن میدهد که هنرِ رماننویسی میانسالترین هُنر است. رماننویسان بین چهل تا چهل و پنج سالگی بهترین آثارشان را خَلق میکنند. البته این عدد میانگین است. مثل هر فعالیتِ بشری دیگر، در این بخش استثناهایی هم وجود دارد. برای مثال ژوزه ساراماگو نویسنده پرتغالی در پنجاه و پنج سالگی اوّلین رمانش را به نگارش درآورد، مارگریت دوراس مشهورترین رمانش را در هفتاٰد سالگی نوشت و جین آستین هم شاهکارش، غرور و تَعصب را در بیست و یکسالگی.
ادبیات با زباٰن و نگارش که عالیترین فعالیت مغزی است، سر و کار دارد. تمرین جدی برای نگارش معمولاً زودتر از شانزده سالگی شروع نمیشود.
فکت: آدمِ دلناٰزک، بسیار احساساتی و جزئینگری هستم، بقدری که کم شدنِ ریاکتهاتون میتونه غمگینم کنه و موجبِ دلگرفتگیم بشه.🖤🌘
📝|•اگر تازهکارید این ۷ کاٰر را نکنید!
۱.تلاٰش برای نوشتن شبیه به سایرِ نویسندهها: یکی از بزرگترین اشتباهات در ابتدای مسیر، تقلید از لحنِ دیگران است. استیون کینگ میگوید: «نوشتنِ تقلیدی، نشانهی این است که در حالِ یادگیری هستید (برای تمرینِ شخصی مانعی ندارد)، اما ماندن در تقلید نشانهی ننوشتن است.»
۲.کلماتِ قلمبه و پرطمطراٰق، رمزِ یک نوشتهی خوب نیستند!:
هر متن، بازتابِ لحن و صدای شماست؛ به همین خاطر نباید تصنعی و مملو از کلمات سنگین و غیرضروری باشد. شما که بانکِ کلمات یا فرهنگِ لغت نیستید! همچنین باید بدانید ضعفِ درونمایه، پیرنگ، ایده، شخصیتپردازی… و هر چیز دیگری را نمیتوانید با کلماٰت پرزرق و برق بپوشانید.
۳.منتظرِ الهاٰم از طرف فرشتهی وحی نباشید:
آن لاموت میگوید:«نوشتن، نشستن پاٰی کار طبق یک برنامهی منظم است، نه منتظر ماندن!» پس خودتان را از ابتدا وابسته به ایدههای ناگهانی نکنید.
۴.دو برابر زمانِ نوشتن، باید بخوانید:
شما ماشینِ تحریر نیستید که لازم باشد روزانه ساعتها بنویسید تا پیشرفت کنید! با به تنهایی نوشتن و نوشتن و نوشتن، سرعتِ تغییر کردنتان کند میشود. بهترین ترکیب، نسبت یک به دو است. یعنی اگر روزانه یک ساعت مینویسید، باید دوساعت کتاٰب بخوانید. مطالعه، نه فقط واژگان، بلکه ریتم، زاٰویه دید و ساختار ذهنی شما را میسازد.
۴.ترس از حذف و دور ریختَن:
ایماٰن داشته باشید که نسخهی اوّل متنها همیشه خام است. چه شماٰ با سابقه و تجربهی کمتان نوشته باشید! در هر صورت، نسخهی اوّلیه همیشه ضعف دارد. ناتالی گلدبرگ میگوید:«نوشتن واٰقعی در بازنویسی اتفاق میافتد» پس از باخوانی و حذف نترسید! حذف کمک میکند متنتان کش و قوس بیاید، نفس بکشد و زیباتر شود.
نمیتواٰنستم شادی و خوشبختی بخرم امّا میشُد به خیابان بروم، در کتابفروشیها پرسه بزنم و هرچه دارم را برایِ داشتن کتابِ جدید بدهم تا خودم را در جهانِ کوچکش گم و گور کنم. و این خیلی به خوشبختی نَزدیک بود./
همهی ماٰ یک زندگیِ کوچک و معمولی در گوشهای از دنیا و صدهاٰ زندگیِ جادویی، ژرف و خارق العاٰده درونِ کتابها داریم.