eitaa logo
͜𝗙 - 𝐒ƚα𝗋 .
53 دنبال‌کننده
235 عکس
151 ویدیو
0 فایل
💘 _ 𝐒tay 𝐰here 𝐲our 𝐡ear𝐭 𝐬miles .
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از •Soundtrack•
چشمِ‌تو چلچراغ‌و‌خاموش‌کرد پادشاه‌تاج‌شو‌فراموش‌کرد👤 00:32
͜𝗙 - 𝐒ƚα𝗋 .
باز نمیشه...🚶🏻‍♀
یا ایتا هنوز چپیده تو باگ یا باگ تو اون ، عادیه 👍🏼🎀.
‌نیاز نیست بیان کنم ازت بدم میاد تا وقتی چشمامو دارم🙇🏻‍♀️
:)))+
دو دقه مونده تا تالار رفتن ، سردردم عود کرده 🙂🚶‍♂ ..
با این حال سعی میکنم دو سه تا پارت بذارم برای امروز
داشت همه چی خوب پیش می‌رفت ، تا اینکه بزرگ شدیم . .((:
سکوت میڪنم؛لعنتی خلع سلاحم ڪرد.حال فرض را بر این بگیریم به شکلی آقاجانم را قانع ڪرده ام،اگر بفهد آنی که مسابمه داد و برنده شد آذر است قطعا سڪته میڪند. سڪوتم حس پیروزی‌اش را بیدار میڪند. صاف مینشیند و اینبار از آیینه مخاطب قرارم میدهد: _من و ببر دم خونه‌ی رفیق کلاه‌بردارت.اون درم ببند. ناچار در را میبندم،سیگار دیگری ڪنج لب میگذارد و با فندڪ طلایی‌اش روشنش میڪند.پک عمیقی به سیگار زده و دودش را در فضای ماشین رها میڪند. شمشیری ڪه برای او کشیده بودم را جمع کرده و پرچم سفید را بالا میبرم. _چیڪار داری با اون؟ رک جواب میشنوم: _اونش ربطی به تو نداره. فڪم قفل میڪند،ڪارم گیر او نبود میدانستم با او چه‌کار ڪنم.. نگاهی به صفحه ساعت مچی ام می‌اندازم و آرام میگویم: _من دیرم شده. نیم رخش را در میان دود میبینم: _هر جا که بگی زودتر از اون اتوبوسی ڪه میخواستی سوار شی میرسونمت به شرطی آدرس رفیقت و بدی. سر تڪان میدهم. _باشه میخوام برم مسجد فعلا مستقیم برو. تای ابروی خط انداخته اش بالا میپرد: _میخوای بری توبه کنی؟ کنج لبم به لبخند طعنه آمیزی ڪج میشود و با همان لحن آرامم نیش زبانم را در مغزش فرو میڪنم: _نه.پارسا عزاداره میخوام ڪنارش باشم. چند لحظه‌ای مبهوت نگاهم میڪند.گویا نفس ڪم میآورد ڪه سیگارش را نصفه و نیمه از پنجره به بیرون پرت میڪند. میچرخد و به منی ڪه در صندلی عقب ماشینش فرو رفتم نگاه میڪنم؛چشمان سبزش در قاب صورت جدیدش حس خوبی به آدم نمیدهد. جای بخیه ی روی ابرویش قبلا نبود،عمدا ڪناره های سرش را تراشیده تا بیننده‌اش او را خطرناڪ ببیند و در مقابلش ڪم بیآورد. با همان لحن حیرت بارش میپرسد: _پارسا واسه چی عزاداره؟