در آن نیامده ایام
🔻نگذاریم خون شهدا پایمال شود (خطاب هشتم در باب تفرقه و جهالت) [صفحهٔ ۲/۳] آن شب که خبر شهادت دکتر ع
پیوستهای خطاب هشتم در باب تفرقه و جهالت
۱. مقصرکردن خود شهید به جای تسلیت و تکریم شهید
۲. تضعیف و تحقیر نیروهای امنیتی («به راحتی»!)
۳. تشویق غیرمستقیم مردم به خلوت کردن خیابان به بهانهٔ فشار بر مذاکرهکنندگان
۴. تردیدافکنی درمورد مذاکرهکنندگان
۵. عملیات فریب و تفرقه با دعوی ریایی وحدت حول رهبری! (انگار مذاکرهکنندگان گفتهاند مخالف رهبری و ده پیشنهاد ایراناند!)
۶. عدم حمایت حتی نمادین از مذاکرهکنندگان و تدبیر رهبر کشور
۷. یارکشی برای خالیکردن پشت مذاکرهکنندگان
۸. دوقطبیسازی جناحی و با زندهکردن دعواهای انتخاباتی
و...
یک لحظه خودتان را بگذارید جای اسرائیل،
موساد اگر نیروی نفوذی و جاسوس توانمندی پیدا کند که واقعا بتواند تمام این خدمات را (در دوماهی که تمام مردم ایران متحد شده بودند) برایش فاکتور کند، زیر بار پرداخت حقوق جاسوس موردنظر ورشکست میشود!
@FihMaFih
در آن نیامده ایام
🔻نگذاریم خون شهدا پایمال شود (خطاب هشتم در باب تفرقه و جهالت) [صفحهٔ ۲/۳] آن شب که خبر شهادت دکتر ع
🔻 فرق واضح این مذاکرات، با برجام!
و چند نکتهٔ دیگر درباب مذاکره و جنگ و صلح
(خطاب نهم درباب تفرقه و جهالت)
۱. نکتهٔ اول را برای بار دوم، به احترام دوستان حواسپرت مینویسم:
مذاکرهٔ جنگ اخیر در معنا و اساس هیچ شباهت و ربطی به مذاکرات هستهای و سیاسی ندارد، چون واضحاً این مذاکره از نوع بدهبستان برای رفع مشکلات اقتصادی نیست که در شأن دولتها بود، بلکه این مذاکرهٔ جنگ است و یعنی خود جنگ است! و حرام که هیچ، واجب دینی و عقلی است و از شئون فرماندهٔ کل قواست.
۲. مذاکره معنایش سازش نیست،
همانطور که جنگ معنایش توحش نیست.
مذاکره و جنگ دو ابرازند که بعضی به ظلم و ناحق از آن استفاده کردهاند و میکنند و بعضی به عدل و حق. اگر در این مسئلهٔ بدیهی تردید دارید و جزو هموطنان مسلمان هستید فقط به این فکر کنید: پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت ایشان از هردو روش بهرهبردهاند؛ هم در وقت غلبهٔ ظاهری هم در وقت مغلوبشدن ظاهری.
۳. اگر انسانی معمولی از مذاکره و جنگ در جهت تغییر سرنوشت ملتها استفاده میکند، بله، مردم باید بگویند با چه حقی؟ با چه هدفی؟ با چه مشروعیتی؟ با چه دلیلی؟ مردم باید مراقب او باشند که ظلم نکند، وطنفروشی نکند و... اما اگر ولی خدا و رهبر مسلمانان به عنوان راهبر دلسوز قابل اعتماد یکی از این دو روش را استفاده میکند، دستکم مسلمانان آن دیار باید اعتماد کنند و حمایت، نه تضعیف و تردید. و جالب که در طول تاریخ همواره از سوی مدعیان دور از حقیقت ایمان عکس این عمل را شاهد بودهایم.
۴. کسانی که میگویند «چرا مسئولان ما همهچیز را واضح نمیگویند؟» یا مثلا میگویند «دشمن اخبار مذاکرات و جنگ را مدام میگوید و مسئولان ما ساکتند»، توصیف مودبانهشان این است: نه درکی از وضعیت جنگ نظامی دارند نه درکی از وضعیت جنگ روانی.
از وضعیت جنگ نظامی درکی ندارند، چون ترور شدن یکایک فرماندهان شهید خود را نمیبینند، خطر دیگر ترورها و کشتارها را نمیبینند و نمیفهمند. از وضعیت جنگ روانی درکی ندارند چون نمیفهمند دشمن خبر نمیدهد اگر زیاد حرف میزند، دشمن بازی میکند و دروغ میگوید و بازی میدهد. اگر ترامپ مدام توییت میزند یعنی مدام روشنگری میکند؟ مدام خبر واقعی میدهد؟ نه، در جنگ زیاد حرفزدن و اسرار برملا کردن احمقانه است، لو دادن طرح عملیات یا میزان تواناییها یا اهداف بعدی یا زمانبندی عملیاتها حماقت محض است، او اگر حرف میزند دارد دروغ میگوید و دارد، علیه مردم ایران و مردم خودش و در یک کلام مردم جهان عملیات روانی انجام میدهد. هزارانبار وعدهای داده که دروغ از آب درآمده. مسئولان شما چنین نیتی ندارند و دلیلی ندارند مدام دروغ بگویند و شما اگر اینقدر بندهٔ حرف و ظاهرید و دوست دارید مدام بشنوید و مدام اقناع شوید، مشکل در شماست. اگر یک فرمانده برای دلگرمی دادن به شما بیش از حد درست امنیتی در میادین ظاهر شود و به شهادت برسد، خونش به جز قاتلان گردن اقناعخواهان و بیماران دچار به وسواس مطالبهگری بینهایت است!
۵. اهل تفریط میگویند تسلیم شو! دردسر زیادی نخر!
اهل افراط میگویند مدام شلیک کن! شلیک کن که دلمان خنک شود و حس کنیم قهرمانیم!
اهل عقل و خرد و تفکر میگویند: فکر کن، بررسی کن، سرانجام هم از جنگ هم از سکوت هم از مذاکره در وقت مناسب برای حفظ میهن و دفع شر دشمن و اعتلای عزت و استقلال مردم بهره ببر.
اما اهل ایمان و پیروان رهبر شهید چنین میگویند:
«الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَانِ قَاما أَوْ قَعَدا» (حدیث نبوی). اگر رهبری بگوید بجنگیم میجنگیم، اگر بگوید صلح کنید صلح میکنیم، اگر بگوید متحد باشید متحد میشویم و اگر بگوید صبر کنید صبر میکنیم. چون باور داریم او نزد خدا حجت دارد، و چون باور داریم در طول تاریخ راز پیروزی شیعه در تمام پیروزیهایش پیروی از ولی و رهبر پرهیزگار و شجاع بوده و علت شکستش در شکستهایش خودبینی و خودرایی خرده گرفتن بر ولی و یارانش.
#روایت_جنگ
@FihMaFih
در آن نیامده ایام
🔻 فرق واضح این مذاکرات، با برجام! و چند نکتهٔ دیگر درباب مذاکره و جنگ و صلح (خطاب نهم درباب تفرقه و
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیوست ۱ برای خطاب نهم درباب تفرقه و جهالت
پیروی نکتهٔ چهارم، امام خمینی سالها قبل به موضوع سخنگفتن و قضاوتکردن و مطالبهکردن مسائل جنگ در زمان جنگ پرداختند. چه سالی؟ سال ۱۳۵۹! همان اول انقلاب و اول جنگ. در چه شرایطی؟ در شرایطی که نه ترورهای صهیونیستی اینقدر پیشرفته بود، نه استعمار در جنگ روانی اینهمه ابزار داشت، نه دشمنان ما اینقدر هماهنگ و یکدست بودند.
اگر گوش شنوایی باشد، این واحد درسی ۴۶سال وقت داشته پاس شود و آموخته!
@FihMaFih
در آن نیامده ایام
پیوست ۱ برای خطاب نهم درباب تفرقه و جهالت پیروی نکتهٔ چهارم، امام خمینی سالها قبل به موضوع سخنگفت
پیوست ۲ برای [خطاب نهم درباب تفرقه و جهالت
پیروی نکتۀ اول متن، و برای دوستانی که (عموما از روی عدم اطلاع و به اشتباه) میگویند مذاکرات این جنگ مثل مذاکرات برجام است، پس بیاییم بگوییم «مذاکره حرام است» و بیاییم بدبین باشیم به مذاکرهکنندگان ایران و تضعیفشان کنیم و مسخرهشان کنیم و نگران باشیم و... دو سند تقدیم میشود، انشاالله که برای اهل فکر و اهل انصاف راهگشا باشد.
در جمهوری اسلامی ایران، طبق قانون اساسی، نه جزئیات اجرایی و اقتصادی و... بلکه مسائل کلان راهبردی کشور و انقلاب به مقام رهبری واگذار شده، از جمله «فرماندهی کل قوا»؛ که یعنی اهرم جنگ و صلح و آتش و آتشبس.
اگر در این امر شک داریم:
در اصل ۱۱۰ قانون اساسی که دربارۀ «وظائف و اختیارات رهبر ایران» است، در بند چهارم درج شده:
«فرماندهی کل نیروهای مسلح»
و در بند پنجم هم درج شده:
«اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها»
به لطف خدا تصریح قانون در بند پنجم مشخص است که نه فقط جنگ بلکه صلح نیز بدون صلاحدید رهبر انقلاب محقق نخواهد شد. پس کسانی که میگفتند در جنگ قبل آتشبس عامل شهادت رهبر بوده! (حرف عجیب، یاوه و بیمنطقی که از بعضی شنیدم) یا میگفتند آتشبس بیاجازه یا بیرضایت رهبری بوده (حرف بیسندی که باز از عدهای شنیدم)، یا مذاکراتش بیاجازه رهبر بوده یا... و همچنین طرح چنین مواردی در آتشبس و مذاکرات اخیر، قطعا هم به رهبر شهید هم به رهبر جوان و هم به دیگران تهمت زدهاند.
این از وضوح این مطلب که فرماندهی نظامی و ماجرای جنگ و صلح از اختیارات و وظائف رهبر است؛ اما شاید کسی مدعی شود خب برجام و مذاکرات و هستهای هم مثل همین بوده و جزو امور اساسی و کلی نظام بوده نه یک امر اجرایی مربوط به دولت یا دیگر قوا، اینجا کافیست به انبوه سخنان رهبر شهید و والامقام ایران در تبیین وظائف رهبری از جمله این سخن ایشان که اتفاقا به تصریح درمورد برجام فرموده بودند مراجعه کنیم:
«یکی از دوستان گفتند تصویب برجام را به رهبری نسبت دادهاند؛ خب بله، امّا شما که چشم دارید، ماشاءالله هوش دارید، همه چیز را میفهمید، آن نامهای را که من نوشتم نگاه کنید، ببینید تصویب چه جوری است؛ شرایطی ذکر شده که در این صورت این توافق تصویب میشود. البتّه اگر چنانچه این شرایط و این خصوصیّات اجرا نشد، اِعمال نشد، وظیفۀ رهبری این نیست که بیاید وسط و بگوید برجام نباید اجرا بشود. خود این، یک مقولهای است که وظیفهی رهبری در این جور مواقع اجرائی چیست؟ عقیدۀ ما این است که در زمینههای اجرائی، رهبری نباید وارد میدان بشود و یک کاری را اجرا کند یا جلوی اجرای یک کاری را بگیرد، مگر آنجایی که به حرکت کلّی انقلاب ارتباط پیدا میکند؛ آنجا چرا، وارد میشویم».
دیدار رهبر شهید با دانشجویان ۱۳۹۸/۰۳/۰۱
پس بنا به نص سخن رهبر شهید، «برجام» یک امر اجرایی (منشعب از جمهوریت نظام) است و نه در شمار مسائلی که به حرکت کلی انقلاب (منشعب از اسلامیت نظام) است؛ برخلاف «جنگ و صلح» که طبق نص قانون جزو وظائف و اختیارات رهبر است، پس رهبری در آن قطعا وارد میشود و دیگران جوازی در این امر ندارند.
والله ولی التوفیق
@FihMaFih