هدایت شده از تبلیغات حنـا
آزادی به چه قیمت؟!
برنج را دم کرد و پردهی آشپزخانه را کنار زد. برگها روی زمین ریخته بودند . رنگ درختان رو به زردی میرفت. نگران بود. بغض آسمان هم شده بود بغضی روی دلش. ماهور با عجله سمتش دوید:
_ مامان مامان، نیکی!
گوشی را از ماهور قاپید. بی مقدمه گفت:
_نیکی! هرجا هستی همین الان میای خونه. شهر شلوغه نگرانتم مامان. فهمیدی؟!
صدای بوق آمبولانس و آژیر میآمد. نیکی گویی وسط میدان جنگ ایستاده بود. محکم و اشکآلود فریاد زد:
_راحل! داداشم. یادگار مامان شیرینم!
راحله قلبش فشرده شد. روی زمین افتاد و محکم گفت:
_چی شده؟ چی شده نیکی؟ محض رضای خدا بگو چه خبره؟ تو الان کجایی؟
نیکی فریاد زد:
_وسط جهنم!
https://eitaa.com/joinchat/2949840914C3521c39e0c
رمان راحله❌
هدایت شده از تبلیغات حنـا
رمان جنجالیه #راحله ماجرای ورود یه دختره به یه شبکهی خرابکاریِ سیاسی-امنیتی! کارهایی میکنه که حتی تو خواب هم فکرشو نمیکرد..
جدیدترین اثر بانو صداقت
https://eitaa.com/joinchat/2949840914C3521c39e0c