eitaa logo
کلاس اولی من 🇮🇷
24.5هزار دنبال‌کننده
11.3هزار عکس
4.1هزار ویدیو
4.2هزار فایل
به نام خدا کلاس اولی من 👇 https://eitaa.com/firststudent برای هماهنگی تبلیغ و تبادل از اینجا شروع کن👇 https://eitaa.com/joinchat/107348382C259fa9b08c کانال اخبار مدارس👇 https://eitaa.com/joinchat/740819599C456ffdeab2
مشاهده در ایتا
دانلود
5_6260366604349997288
زمان: حجم: 1.4M
آهنگ روز دانش آموز
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپ تبریک به مناسبت روز دانش آموز فرخ امینی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کلاس اولی من 🇮🇷
من آن بودم که می‌گفتم به هر پرسش، دو صد پاسخ! کنون گر نام من پرسی، جوابش را نمی‌دانم...❤️
برخی گریه می کنند تا فراموش کنند، برخی می خندند تا فراموش کنند، برخی می خوابند تا فراموش کنند و برخی سکوت می کنند تا فراموش کنند، اما من هر چهار کار را انجام دادم و فراموش نکردم.
4_5891144994810497072.pdf
حجم: 214.8K
کاربرگ ریاضی تم 5
@MoallemYariR1 کاربرگ تم 5 ریاضی اول (03).pdf
حجم: 729.3K
🔺 کاربرگ تم 5 ریاضی اول ابتدایی 🔸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ 🔥راز آب کردن چربی شکم و پهلو ... ‌ توسط استاد محمد راد ("14"روزه) ‌ مشاهده شکم تخت میخوای بیا اینجا👇 ^_^ @.laghari_Ba_Anar ^_^ @.laghari_Ba_Anar
‌ ‌پیام_ناشناس 🙋🏻‍♀ یه کانالیو قبلا گذاشته بودی ‌دوره رایگانپاکسازی با انار برای لاغری و سم‌زدایی داشت میشه دوباره بزاری گمش کردم😩 🙏 بفرما عزیزم 👇👇 @.Paksazi_Badan @.Paksazi_Badan
آموزش نشانه ب بصورت داستان باران [ نشانه بــ ب ] داستان ب كوچولو ب كوچولو نقطه‌اش را دوست نداشت. راه كه مي‌رفت، گير مي‌كرد به نقطه‌اش و مي‌افتاد زمين. يك روز رفت پيش قيچي و گفت :” چين و چين و چين … نقطه را بچين!” قيچي، نقطه را چيد. ب، بي نقطه شد. راحت و خوشحال دويد و رفت به مدرسه. نشست روي تخته سياه و گفت: “سلام!” تخته سياه گفت: “تو ديگه كي هستي؟ تو هيچي نيستي!” ب بي نقطه، ناراحت شد. رفت و نشست روي دفتر مشق. دفتر گفت: “ تو ديگه كي هستي؟ تو هيچي نيستي!” ب بي نقطه، خيلي ناراحت شد. داد زد : “ من ب هستم!” پاك كن گفت: “ نه، تو اشتباهي هستي!” و خواست كه پاكش كند. ب بي‌نقطه، ترسيد. داد زد: “كمك، كمك!…” مداد سياه آمد به كمكش . زود يك نقطه برايش گذاشت . ب شد مثل اولش . از خوشحالي داد زد: “ حالا ديديد؟… من ب هستم!… من ب هستم!” پاك كن نگاهش كرد و گفت: “ ببخشيد… مثل اين كه من اشتباهي آمدم!” و راهش را كج كرد و رفت.