از احساساتتان برای کودکان صحبت کنید؛
برای مثال وقتی یک غریبه حین رانندگی یا در خیابان به هر دلیل شما را ناراحت میکند درباره ماجرا به فرزندتان میتوانید اینطور توضیح بدهید:
«آن آدم واقعا من را عصبانی کرد. اما هرچه بود، من اجازه نمیدهم این موضوع بقیه روزمان را خراب کند».
اینجا شما از خودتان برای کودکتان یک الگو رفتار و فکری ساختهاید که چطور موقعیتهای بد و نامطلوب زندگی را مدیریت کند.
به کودکتان یاد میدهید چطور عصبانیت خود را کنترل کند، قبل از اینکه عصبانیت، او را تحت کنترل درآورد.
سلامتی مهدی زهرا صلوات💐
https://eitaa.com/Pishraft23
کلاس اولی من 🇮🇷
وقتی که ادم از درد دیوونه میشه ... دیگران دردش را نه ، دیوانگی هایش رامیبینند❤️
شبت بی فکر باشد جان جانان جهانم...❤️
آموزش نشانه د با داستان
د دهن باز
د، دهن باز و گرسنه بود. راه افتاد و رفت دنبال غذا.رسید به یك در. آن را قورت داد. بعد رسید به یك دیوار. آن را هم قورت داد. بعد رسید به یك درخت.درخت را هم قورت داد بعد رسید به یك داركوب. خواست او را هم قورت بدهد. اما داركوب نوكش را باز كرد، باز باز …
د و داركوب با هم دهن به دهن
شدند. دعوایشان شد.وسط دعوا، درخته از دل د پرید بیرون. بعد دیوار پرید بیرون. بعدش هم در پرید بیرون. دل د خالی شد. د از گرسنگی از حال رفت.
داركوبه ترسید و گفت: “وای چی شد؟ من كه كاری نكردم!”
د ناله كرد و گفت: “وای، دلم!”
داركوب رفت و برای د دارو آورد. د گفت: “من كه مریض نیستم! گرسنهام.”
داركوب رفت و یك دیگ پر از غذا آورد.د هر چه قدر كه توانست خورد، بقیهاش را هم برد.
داستان نشانه د
دوتا پسري بودند،به اسم دانيال و عابد و كه دانيال هميشه
دستش به دندانش بود،،چرا؟؟
چون دندانش درد ميكرد…و عابد به دانيال ميگفت برو پيش دندانپزشك تا دندادنت رو درمان كنه،،درمان يعني ديگه درد نداشته باشي؟؟
خلاصه….يه روز عابد با دوستش با توپ بازي ميكردند،كه توپ خورد به دروازه….يك گل ،دو گل،،،دوازده تا گل به دروازه زدند..
دانيال رفته بود،پيش دندانپزشك بهش دارو داده بود،،ديگه دستش رو به دندانش نميزد،،و قول داد،كه هميشه روزي دوبار مسواك بزنه…
پيام فرستاده شده از «رها»
خواندن اين چيستان براي ايجاد انگيزه:
اون چيه كه هو مي كنه مياد و هياهو مي كنه
با اين كه جارو نداره همه جارو جارو مي كنه
پاييز كه شد يك جا نمي نشينه
هي ميره توي باغ و برمي گرده
برگارو از رو شاخه ها مي چينه
بعد با پرسش جواب چيستان (باد) گروه مورد نظر رو تشويق ميكنيم و روش تدريس نشانه د را اعمال مينماييد.
سلام خواب بودم.د ديوار بلنده نقشش چقد قشنگه
د اول داريوش آقاي خوب وباهوش
ي روز سرد زمستون با مامان رفتم همدون خونه خاله ونن جون زيردرخت سروناز داركوبي زيباوناناز اومد نشست دوروبرم ميخواست نوك بزنه سرم.
كمي اومد جلوتر نوكشوكشيدعقب تر زدتوسرم آخ درد داشت آخ درد داشت.