مرگ بر ماهی دزد
چی
ببین حسین قلی خیلی ناراحت بود و لب ( لبخند ) نداشت پس میرفت پیش چاه ، دریا , حوض و...و درخواست لب میکرد
و همه اونا به درخواستش میگفتن نه
آخر سر همه اونا بهش گفتم تو لبخند نیاز نداری تا شاد باشی ، تو فقط نیاز داری دلت آروم باشه تا شاد بشی