عاشورا آمد..
علمدار هم بدون دست آمد،
دخترک بدون گوشواره آمد،
پسرک با گلوی پاره آمد،
رباب با غمِ کودکِ شش ماهه آمد،
حسین با چهره ی غم زده آمد،
ای کاش عاشورا،نمی آمد..🏴
زندگیست دیگر،
تکه تکهات میکند و در انتها
میان تکههایت نوری از امید میتاباند.
فکر میکنید آدم از چه میمیرد؟
از گرسنگی؟ از سیگار؟ از غصه؟!
نه!
آدم از بیامیدی میمیرد
از اینکه هر روز صبح چشمهایش را باز کند
و نداند چرا...!