میخوام از این به بعد برای هر عطر داستان بذارم
یعنی متناسب با حس و حال اون عطر براتون داستانسرایی کنم
امیدوارم خوشتون بیاددد🤝👀 .
عطرِ پرواز .
🕊Billie Eilish Eilish عنوان: بیلی آیلیش (مدل طلایی) عنوانی که من براش میذارم: عطری که بغل کردن رو م
شبِ آرامی بود؛ از آن شبهایی که شهر انگار صدایش را پایین میآورد تا آدم بتواند فکرهایش را بشنود؛ روی نیمکت چوبی کنار خیابان نشسته بود و منتظر دوستی بود که دیر کرده بود .
بادِ خنک شب از کنار گوشش رد شد و رایحهٔ گرم وانیل با یک رگهٔ کهربای نرم از پوستش بلند شد؛
همین بو… همین حس… باعث شد یکباره لبخند بزند .
این عطر برایش فقط یک بو نبود؛ یادآور اولینباری بود که تصمیم گرفت خودش باشد، بدون مقایسه، بدون ترس .
همان روزی که در فروشگاه، بطری طلاییرنگ Billie Eilish را در دست گرفت و حس کرد چیزی درونش میگوید:
«این تویی؛ همینقدر گرم، همینقدر متفاوت» .
انگار Billie Eilish نه روی پوستش، بلکه روی اعتمادبهنفسش نشسته بود .
و درست وقتی که دوستش از دور پیدا شد، بو دوباره آرام در هوا پیچید؛ مثل یک امضا . امضایی که فقط او میفهمید معنایش چیست🌟 .
طبق عادتمون⭐️
پیامبر اکرم (ص) میفرمایند:
«هر که خود را برای خدا خوشبو کند، در روز قیامت بویش خوشتر از مشک است» .