فوآدبهرَنگِغَمگین
وَ...
مي داني؛
من تورا جور دیگری دوست داشتم
خلاصه برایت بگویم:
من غم چشمهای تورا فهمیده بودم...
فوآدبهرَنگِغَمگین
جای دستانم در بین دستانت خالی نیست؟
جای فنجان چایم در کنج اتاقت خالی نیست؟
اصلا بگو ببینم نکند جای من در آغوشت خالی نیست ..
فوآدبهرَنگِغَمگین
من تمنا كردم با تو باشم
و تو گفتی هرگز
و مرا اين غصه اين هرگز كشت.
فوآدبهرَنگِغَمگین
بی خداحافظی جدا شدیم، و من همانند نوزادی بودم که نبوسیده دفن شد.
- اگر روزى يك هنرمند تورا دوست داشت، خوشحال باش چون تا اَبَد درتمام آثارش خواهى ماند….