فوآدبهرَنگِغَمگین
شست باران ،همه ی کوچه خیابان ها را
پس چرا مانده غمت ، بر دلِ بارانی من ...
- صرف فعل دوست داشتن بسیار سخت است
گذشتهاش که بههیچوجه ساده نیست
حالش کاملاً اخباریست
آیندهاش هم شرطی...!
فوآدبهرَنگِغَمگین
هر چقدر از تاریکی او برایم بگویی ؛
تاریکی او از نور آفتاب هم برای من روشن تر است . .
- پس از تحمل آن همه درد،
کسی که به مقصد میرسد
دیگر همانی نیست که به راه افتاده بود.
- عشق وجود دارد ؛
فقط بعضی ها مثل آيدا می مانند ؛
شاملو می سازند . . .
بعضی ها هم مثل ثريا می روند ؛
شهريار را می كُشند.
به تازگی کشف کردم که یه عضو داخل بدنم دارم، به اسم غم؛ که وظیفش تولید هورمون های غمگیناژِستِرون هستش.