فوآدبهرَنگِغَمگین
هر چقدر از تاریکی او برایم بگویی ؛
تاریکی او از نور آفتاب هم برای من روشن تر است . .
- پس از تحمل آن همه درد،
کسی که به مقصد میرسد
دیگر همانی نیست که به راه افتاده بود.
- عشق وجود دارد ؛
فقط بعضی ها مثل آيدا می مانند ؛
شاملو می سازند . . .
بعضی ها هم مثل ثريا می روند ؛
شهريار را می كُشند.
به تازگی کشف کردم که یه عضو داخل بدنم دارم، به اسم غم؛ که وظیفش تولید هورمون های غمگیناژِستِرون هستش.
- دیدی وقتی شمع روشن میکنی، دستهات رو دورش میگیری که باد خاموشش نکنه؟ یه ذره امید ته دلم مونده، با دستهای لرزون نگهاش داشتم، چون اگه اون خاموش بشه، منم دیگه خاموش میشم.
وضعیت جوریه که انگار ایران داره گریه میکنه
همه شهر ها داره بارون میباره