الحمدالله یا واسع الرزق
تمام سفارشات شب تکمیل شد
از اعتماد و انتخاب شما سپاسگزارم
وجودتون مستدام🙏
ث🌳
#همسرانه
خط قرمزهای #رابطه را نشکنید❗️
🔸باید برای فردی که دوستش دارید احترام قائل باشید و #احترام قائل شدن به یک فرد شامل احترام به خط قرمزهای رفتاری او نیز میشود.
🔸شاید تمایل نداشته باشد بعضی از وسایل شخصیاش را به طور مشترک استفاده کند.
حتی در زمانهایی که همسرتان نمیخواهد راجع به رابطه گذشتهاش حتی یک کلمه صحبت کند بهتر است از او دلیل این قضیه را در شرایط مناسب بپرسید و در کل این وضعیت مودب بودن و ایجاد #آرامش در زمان صحبت کردن نباید فراموش شود.
https://eitaa.com/NasleAlmas
📸 یه خبر خفن واسه اونایی که دنبال
عکسای خوشگل و متفاوتن
📌در محدوده برخوار
با دکورهای جدید و متنوع 😍🔥
📸👇🏻 عکاسی تخصصی
💍عقد، نامزدی، حنابندون
👶 کودک، پرتره، فضای باز
🎉 تولد ،دندونی،کاپل
🤰🏻بارداری،اسپرت،استایل
و کلی مناسبت های دیگه
📲 برای مشاهده نمونهکار و
دریافت اطلاعات، دایرکت در خدمتم👇🏻
@zynb_studio
☎️09900243580☎️
لینک عضویت در کانال 📸
https://eitaa.com/joinchat/3746760114Cc6f067d34b
بعد از یک هفته ی شلوغ ، کنار خوبان صفای دیگری دارد.....
البته بنده به نیابت از تمام شما عزیزان زیارت کردم🥺🙏
#قدرت_مرد 💕🌱
اگر خواستید قدرت مرد رو ببینید:
به پول، ماشین و ظاهرش نگاه نکنید!
به لبخند زنی که کنارش زندگی میکنه نگاه کنید
مردی که دو متر قد داره اما نمیتونه زنش رو خشنود و خوشحال کنه، نه قدرتمنده و نه جنتلمن!
...........
خونه تکونی می کردم ، با بچه ها قران حفظ میکردم ، چندتایی از مددجوهام رو هم بهشون نوبت مشاوره دادم.
سعی می کردم ، خودم رو حسابی مشغول کنم .
معمولا عصرها سر مزار مادرم میرفتم.
من مادرم رو سه شنبه ساعت ۷ شب از دست دادم🥺
به همین دلیل اوایل تا چندین ماه ، سه شنبه ها ساعت ۷ شب که می شد، دلم بیقرار مادرم میشد.
بیشتر مواقع هم با مجید تقریبا همون ساعت کنار مادرم می رفتیم.
راستش من خیال میکردم بعد از یک مدت ، حتما داغ مادرم سبک تر میشه ، انگار دنبال یک زمان بودم تا معنی سردی خاک رو بفهمم😔
از نظر من اصلا چنین چیزی وجود نداره ، گرمی داغ مادرم هنوز هم جانسوز و شکننده س🥺
منتها قبول کردم که از دیدن مادرم برای همیشه محروم شده ام و بزرگترین و زیباترین جلوه ی گذشت و محبت رو از دست داده ام.
به جرات میتونم قسم بخورم ، تا این لحظه حسرت هیچ کس و هیچ چیزی رو در دنیا نداشته ام.
نه اینکه بگم سیراب تمام نعمتها و زیباییها هستم ، نه
برایم داشته های دیگران حسرت نبوده ، به موقعیت کم خودم راضی و خوشحال بودم
ولی از وقتی مادرم رو از دست دادم ، هر وقت یه کسی رو می بینم که دست مادرش رو گرفته یا داره با مادرش صحبت میکنه ، یا به مادرش خدمت میکنه ، عمیقا حسرت می خورم و خودم رو تاجری می بینم که تمام سرمایه و دارایی شو از دست داده.
البته ، رفتن مادرم ،فقط محروم بودن از فیزیک عاطفی و جسمی مادره ، وگرنه تو این یک سال و چند ماهی که مادرم رو از دست دادم ، آنقدر تاثیر دعا و محبتش رو در زندگیم حس کردم ، که وقتی داشتمش به این شدت احساس نمی کردم.
پنح شنبه ها ، هر طور شده خودم رو به مزارش می رسونم ، ولو برای پنج دقیقه باشه.
و تمام پنجشنبه ها وقتی کنارش می شینم ، اول همه بهش میگم : مامانی من رو ببخش برای تمام پنج شنبه هایی که تنهایی کنار خانه نشسته بودی و منتظر شنیدن زنگ در بودی و من بی اعتنا به وجود پر مهر تو در حال گذراندن امور زندگیم بودم.
ای کاش ، این اشتیاق رو قبل از رفتنت پیدا کرده بودم ............
بلاخره قصه ی پر غصه ی مادرم رو در گوشه ای از ذهنم قاب کردم و خودم رو برای ادامه ی مسیر زندگی مهیا کردم.
مادر عزیزم بیشتر از پیش برایم دوست داشتنی و دیدنی شده و مصیبت مادرم پخته تر و با تجربه ترم کرده.
حال دنیا همیشه همینطور بوده ، بلاخره هر از گاهی باید زیر موج بلا و گرفتاری ورزیده و سخت شوی تا هیچگاه فراموش نکنی ، اینجا دنیاست 🕯