زندگی ریموت نداره،
پاشو خودت کانال زندگیتو
عــوض کـن....
هميـن امروز ، هميـن حالا
https://eitaa.com/fod110
.............
اتفاقا همون شب علی به قدری دیر خوابید که از خستگی خوابم برد.
با صدای اذان صبح از خواب بیدار شدم.
قبل از اینکه مجید و دخترها رو برای نماز صبح بیدار کنم ، نشستم کنار سجاده و به خدا گفتم: من بیست ساله همسر مجیدم
زندگیم خیلی بالا و پایین داشته ، حرف شنیدم ، کنایه چشیدم ، بی پولی دیدم ، داغ دیدم ، ورشکستگی دیدم ، حق همسرم رو ضایع کردن و.......
ولی هیچ وقت دلم نیومد گله کنم و ابراز ناراحتی کنم.
منتها الان با این که میدونم هیچ کارت بی مصلحت نیست ، میدونم خدایی رو خوب بلدی ، ولی باز هم ناراحتم ، دلم شکسته
مجید الان یکی در میون موهاش سفید شدن ، دخترهاش قد کشیدن ،
نمیتونم ببینم ،بعد از این همه سال اینقدر دنیا بهش فشار بیاره که بخاطره خانواده ش بعد از پایان کار رستوران تازه بره اسنپ کار کنه.
گفتم: خسته نیستم ولی ناراحتم .
منم دلم از اون رزق بی حسابت میخواد.
منم دلم میخواد آخر ماه اینقدر به خاطره قسط وام و هزینه های زندگی و خواسته های بچه هام دل نگران نباشم .
دلم میخواد همسرم شبها با ارامش بخوابه
دوست دارم راحت خرج کنم ، برای اهل بیت ریخت و پاش کنم ، خونه ی خیلی بزرگ داشته باشم .
ماشینمون هر روز خراب نباشه.
بهش گفتم: تا حالا در مورد این قضیه باهات جدی صحبت نکردم ولی الان خیلی جدی ازتون درخواست دارم ، یه فکری به حالمون بکن
من یه زن پر خرج هستم ،دخترهام هم بدتر از خودم هستن ، ببین باید چه جوری به همسرم ببخشی که شرمنده ی خانواده ش نشه.
تازه پسرم هم هزار تا خواسته داره که دلم میخواد واسش براورده کنم.
از همه مهمتر امام رضا جانمه که دلم میخوادماهی یک بار آخرین چهارشنبه حتما با هواپیما برم ببینمش و بیام
خداجون چه جوری شو من نمیدونم ،من فقط میدونم که تو میتونی......
بعد هم اشکهامو پاک کردم و سجده ی شکر رفتم و با خوشحالی از سر سجاده بلند شدم .
چون یقین دارم تموم خواسته هایی که از ته دل و صادقانه در خونه ی خدا بره حتما به استجابت میرسه.
رفتم مجید و دخترا رو برای نماز صبح بیدار کردم.
حس فوق العاده خوبی داشتم ، و دنبال یه قدم می گشتم تا برای شروع بردارم.
مطمئن بودم ،باید قدم اول رو بردارم تا قدمهای بعدی رو خدا واسم برداره.
از طریق استادم در حال گرفتن مدرک بین المللی روانشناسی. Mbti از اتریش بودم
اتفاقا فردای هموم روز ، پیام تبریک مدرک بین المللی با کسب رتبه ی برتر برام اومد.
یه جلسه ی خداحافظی به صورت مجازی با دانشجوهای کلاس برگزار شد.
استاد یعقوبی یه صحبت پایانی کردن
ایشون یه نکته ای گفتن که ذهن من رو بدجور به هم ریخت.........
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الحق که سقاخانه ات میخانه ام بود
از اولش هم مشهد تو خانه ام بود
⚜#صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)⚜
چه بی خیال شبها را صبح میکنیم
چه روزهایی که به غفلت شب می شوند.
روزگار ، همیشه روزگار نیست ، روزی برای تو گذشته است!!!!