eitaa logo
رستوران ساقه
1.7هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
635 ویدیو
0 فایل
قدم در مسیری گذاشته ایم که پایانی ندارد این فقط یک غذا نیست تعهدی است به کسانی که دوستشان داری آیدی ثبت سفارش :👇🏻 @Marzi_zarean
مشاهده در ایتا
دانلود
.............. ادامه خیلی خودم رو کنترل کردم ، هر از گاهی یه نفس عمیق می کشیدم تا گریه م نگیره ، آقای نوربخش یکی از کارمندهای کارخونه بودن که فوق العاده پر انرژی و خوش برخورد بودن ایشون کمک من غذاها رو توزیع میکردن ، به لطف شوخ طبعی و صحبتهای گرمشون من هم مشغول کارم شدم. قرار هر روزمون به این صورت بود که مجید غذاهای اطراف رو خودش تحویل میداد و میومد دنبال من . من رو درب منزل می رسوند و خودشون بر می گشتن رستوران. هم خرید مواد غذایی فردا رو انجام میدادن ، هم کارهاشون رو جلو می انداختن. طبق روال اومدن دنبال من ، داخل ماشین کم حرف شده بودم ، برای اینکه یه جوری سر حرف رو باز کنه همینطور می پرسید چه خبر؟؟؟ منم آروم ، جواب میدادم ، خدا را شکر ، الحمدالله ، خبر جدیدی ندارم. تا اومد بیاد طرف خونه بهش گفتم: من رو برسون امام زاده . می خوام برم سر مزار مادرم بعدشم یه زیارت میرم و خودم برمی گردم خونه. بهم گفت: حالا که هوا خیلی گرمه ، دیشب هم که نخوابیدی ، شب خودم می برمت. گفتم: نه ، الان حالم خوب نیست ، میخوام برم کنار مامانم🥺 من رو برد درب امام زاده پیاده کرد بهش دست دادم تا پیاده بشم ، دستم رو محکم گرفت و گفت: به جون خودت که میخوام دنیا نباشه ، پشیمونم ، ببخشین .... تو خانومی کن. لبخند زدم و گفتم: من که چیزی یادم نمیاد سپردمت به خدا بعد هم رفتم به سمت مزار مادرم. تو ظهر بود ، امام زاده خیلی خلوت بود. رفتم نشستم سر مزار مادرم و بلند بلند گریه کردم. نمی دونم چرا اینقدر دلم شکسته بود ، آروم و قرار نداشتم ، اشکها و گریه هام تمومی نداشت ، هر موقع تنهایی سر خاک مادرم می رفتم ، یه مداحی بود خیلی گوش میکردم و باهاش اشک می ریختم ، آخه هیچ وقت دوست ندارم اشکهامو جز برای امام حسین خرج بکنم. تو حال و هوای خودم بودم ، که یه دفعه دیدم یکی از پشت دو طرف شونه هام رو گرفت و گفت: خدا بکشه اون کسی رو که اینجوری دلت رو شکسته😔 از صداش فهمیدم مجیده . اومد نشست رو به روم و به مامانم گفت: حاج خانوم به دخترت بگو من رو ببخشه نفهمیدم چی گفتم. یه گل معمولی از گوشه ی خیابون چیده بود داد دستم و گفت: گلفروشی بسته بود ، ببخشین. منم با بغض گفتم: من ازت نمیخوام بهم آفرین بگی ، ولی لااقل حد انصاف رو هم رعایت کن ، من همه جوره دارم می جنگم ، و قدردان بال و پری که بهم دادی هستم ولی شرایطم رو درک کن ، یه مادری هستم که دختر جوان دارم ، دختر نوجوان دارم ، پسر بچه ی کوچولو دارم ، مشاور هستم ،کارهای خونه رو دوشمه ، پرونده هام نیمه تموم هستن ، از همه مهمتر کاری رو شروع کردم که تموم امکاناتم صفره .....
امشب سالگرد دختر برادرم ، عاطفه بود😔 علی دم عصر خوابش برد من هم بدون بچه ها رفتم. گفتم: حالا که وقت هست پیاده میرم. یه نیم ساعتی راه بود ، وقتی داشتم از کنار خیابون میگذشتم ، یه خونه ی متروکه دیدم که هنوز بعضی اتاقهاش سالم بودن و طاقچه ها و درهای چوبیش پیدا بود ، با خودم صدای خنده ی بچه ها و خانوم خونه و بزرگ شدنشون رو تصور کردم . عروس شدن و داماد شدن بچه ها و صدای نوه ها و خنده ها و گریه ها و دونه دونه رفتنشون رو از ذهنم گذروندم😔 یه نفس تلخی از ته دل کشیدم و گفتم: خوبه همه ی ما عاقبت کارمون رو میدونیم ، خوبه هر روز با رفتن عزیزان و آشناهامون بهمون یاداوری میشه که یه روزی به زور هم که شده با دست و پای بسته و دست خالی و تک و تنها تو یک قبر سرد و تاریک و وحشتناک رهات میکنن و میرن🥺🥺🥺 اونوقت باز هم هر روز به راحتی دل زن و بچه ت رو له میکنی! آبرو می بری! تهمت میزنی؟ خیانت می کنی! دروغ میگی! سر مردم کلاه میگذاری! شوهرت رو تحقیر میکنی و نادیده میگیری! نماز ، نماز ، نمازت رو سبک می شماری! به خدا همین روزها نوبت من و توست... به کجا چنین شتابان😔😔😔
السلام علیک یا ابا عبدالله السلان علیک یا صاحب الزمان السلام علیکم و رحمه الله و برکاته امام زمان جان ، خیلی دوستت داریم 💙
خدایا بابت تک تک فرصتهایی که برای جبران بهم دادی شکر🙏
خیلی دوستتون دارم قرصتون رو فراموش نکنین سلامتی تون برای خیلیها مهمه🙏
اینم مداحی مورد علاقه ی من کنار مادر عزیزم😔😔
بی نهایت سلام و صلوات🌷 به دوستان گلم 🌾 جمعه تون قشنگ🌷 پرخیر و شـاد 🌾 این گل‌های زیبا 🌷 تقدیم به شما خوبان🌾 روزتون مملو عشق و احساس🌷 🌸🌺🌸🍃 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🌺 شکرگزاری از خدا ممنونم بابت لحظات سختی که از من فرد بهتری ساخته. اینکه می‌توانم از مشکلات قدرت بگیرم و از هر شکست، تجربه‌ای جدید برای موفقیت بسازم. ممنونم که منو قوی‌تر از همیشه می‌کنی و یاد می‌دی که همیشه امید داشته باشم