eitaa logo
رستوران ساقه
1.7هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
651 ویدیو
0 فایل
قدم در مسیری گذاشته ایم که پایانی ندارد این فقط یک غذا نیست تعهدی است به کسانی که دوستشان داری آیدی ثبت سفارش :👇🏻 @Marzi_zarean
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺ســـــلاام 🌺صبــــح ها... 🌺 هدیهٔ نابی ست به تـــــو... 🌺نفســت گـــرم... 🌺دلــــت گـــرم... 🌺جهـــانـت زیبا 🌺صبـحتــ غـــرق خوشی صبح همگی بخیر🌺 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
هو الرزاق الحمدالله کما هو اهله...... تمام سفارشات تا شنبه تکمیل شد به هیچ عنوان ظرفیت و قبول سفارش پذیرفته نمیشود.......🌸
به دلیل حجم بالای سفارشات و تکمیل ظرفیت سفارشات از قبول سفارش معذوریم استدعا دارم ، ثبت سفارش نگذارین🙏
انتخاب و اعتماد شما مایه ی افتخار و سربلندی ماست این وجود شماست که به ما بال پرواز می دهد وجودتون سلامت عیدتون مبارک🌷🌷🌷🌷🌷🌷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
همه آدم‌ها وقتی آرام باشند زشتی ‌هایشان ته‌نشین می‌شود و زلال به نظر می‌آیند برای اینکه آدمی را بشناسید قبل از مصرف خوب تکان دهید. https://eitaa.com/joinchat/3464758572C4766e8b08c
همین الان داخل منزل اومدیم منتها اینقدر قرصت واسم مهم بود که بهت یادآوری کنم☺️ با عشق میل کن🦋
دیشب ، بعد از اینکه عروس و داماد رفتن خونه ی بخت ، به‌ همراه چند عزیز دیگه با هم برگشتیم خونه ی برادرم ، تموم کارها رو انجام دادیم و مرتب و منظم کردیم . به همین نام و نشان تا اومدیم بخوابیم ساعت ۷ صبح بود. ظهر هم مهمان بودیم تا از مهمونی اومدیم رفتیم ملاقات یه عزیز که‌ الان بیمارستان بستریه. از اونجا رفتیم امام زاده ،خواهر و برادرهام دور هم جمع بودن . همین الان رسیدیم. البته به مجید گفتم: اگه خسته ای شما رو می رسونم خونه و خودم میرم امام زاده و بعد با بچه ها میام. البته به عنوان کادوی تولد😂 خیلی از کادوی تولدش خوش حال شد ، با اشتیاق پذیرفت😉 تا اینکه من و بچه ها الان با ماشین برگشتیم ، تا اومدیم تو خونه یا سوسک بالدار به استقبالمون اومد وااااای😆 همه فرار کردیم تو کوچه و در رو بستیم ، با گوشی تلفن زدم مجید ، طفلی خواب خواب بود بهش گفتم: ما پشت در خونه ایم ، یه سوسک تو ایستگاه راه پله ایستاده بیا بکشش😱 خلاصه اومدکشته شو انداخت درب منزل و ما اومدیم تو خونه بعد هم رفت خوابید فکر کنم مجید خیال کرد داره خواب می بینه. به هر حال گذشت............. یکم نفس تازه کنم میرم ادامه ی داستان بهار رو می نویسم ، شما برین بخوابین صبح بخونین شبتون پر از مهربونی
السلام علیک یا صاحب الزمان امام زمانم ، وجودت سلامت خیلی دوستت دارم خدایا بابت ، لحظه لحظه خداییت شکر🙏