eitaa logo
|شرقیِ‌غمگین|
2 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
213 ویدیو
5 فایل
^^
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی من مادر بزرگمو میخام ...
دلم برا بغل نرم و دستای گرم مادر بزرگ تنگ شده...
کاش اونقدر پول داشتم که هر چی مامانم دوست داره براش هدیه می خریدم :)
|شرقیِ‌غمگین|
کاش اونقدر پول داشتم که هر چی مامانم دوست داره براش هدیه می خریدم :)
نمی‌دونم میبینه این که می‌نویسم یا نه ولی از همین جا میخام بهت بگم خیلی دوست دارم مامان:)♡ درسته بچه خوبی نیستم و نبودم برات شاید خیلی از انتظاراتی که ازم داشتی رو نتونستم درست انجام بدم و به جا بیارم اما امیدوارم منو یکم بیشتر دوسم داشته باشی ... میدونم چیزی که داشتم همیشه اذیت بوده و دردسر هیچوقت شبیه دختر خوبی که میخاستین نبودم براتون نمی‌دونم چی بگم چی کار کنم که بتونم جبران کنم این همه اذیت رو .. امیدوارم بتونم بیشتر قدرتون رو بدونم و درکنارتون سالهای سال رو با تندرستی و شادی بگذرونم و شاد باشیم در کنار هم ... روزت مبارک دوست داشتنی ترین عزیز من :)♡ پنجشنبه ۲۲ دی ماه ۱۴۰۱ بماند به یادگار ...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کاش خوشحالی ادما موقتی نباشه...
|شرقیِ‌غمگین|
<<3
چونکه خیلی قشنگه ...
هدایت شده از پـــــرواز
Ali Ghelich ♫ سایت مختلف موزیک ♫Ali Ghelich - Madaram (1).mp3
زمان: حجم: 6.9M
" پیامبری بود با یک زنبیل معجزه؛ یادم است در اولین روز زمستان النگوهایش را تبدیل به بخاری کرد.
دست و پاهایم را بسته اند من زنده ام چشمانم منِ در آیینه را می‌بیند اما این من ناشناس است اورا نمیشناسم ... گویا غریبه ایست که راه گم کرده! و در پشت آیینه گیر افتاده است تلاش میکند از آن رهایی یابد من صدای فریاد هایش را می‌شنوم او من را صدا میزند! ‌ ..بس کن من تورا نمیشناسم... نمیدانم چطور تو را نجات بدهم.. صدای جیغ و فریاد بیشتر و بیشتر میشد یه سمت اینه رفتم و ضربه ای به آن زدم صدای آشنایی آمد ، صدای شکستن... دیگر فریادی نبود! دردی کف دست راستم احساس کردم خون.. تکه ای از شیشه‌ ... ناخودآگاه به چشمان سرخی خیره شدم که به من خیره بود و لبخندی پنهان میزد ..