من بازم غمگینم. من دارم هر غلطی میکنم که غمگین نباشم ولی باز غمگینم. غم تنها چیزیه که از هیکلم مشخصه.
و تیمار داریات کرشمهای میان زخم و مرهم.
من سراپا همه زخمم؛
تو، سراپا همه انگشت نوازش باش...
حسین_منزوی
من میگم “مهم نیست” و شب ها نمیتونم بخوابم، وقت و بی وقت گریه میکنم، سر درد میگیرم، بی اشتها میشم، معده درد میگیرم، عصبی و غمگین میشم، پر از انرژی منفی میشم، تو مغزم هی مرورش میکنم، کم حرف میشم، زودرنج میشم، به همه میپرم، از شدت overthink دهنم سرویس میشه، انقدر قهوه میخورم که دست و پام سِر میشه، حوصلهی حرف زدن با هیچکس رو ندارم.
فۅدۅشین
الان که دقیقتر به زندگیم نگاه میکنم میبینم چیزایی که تا الان نوشتم و با دیگران درمیون گذاشتم یک هزارم جهنمِ روانیای که دارم توش زندگی میکنم هم نیست.
فۅدۅشین
اگه زندگی میتونه آدمی که هیچوقت فکر از دست دادنش رو نمیکردی از زندگیت حذف کنه، میتونه جاش رو با کسی که داشتنش رو تو خوابتم نمیدیدی پر کنه.
فۅدۅشین