از پنجره به پیادهروی مملو از جمعیت
نگاه کرد. گفت میبینی؟
لباسهایی هستند که راه میروند
دروغ میگویند عاشق میشوند، میمیرند.
کمتر لباسی آن بیرون است
که درونش انسان وجود داشتهباشد
به راستی که این دنیا یک رختکن بزرگ است.
چرخ گردون چه بخندد چه نخندد تو بخند
مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند
غصه ها فانی و باقی تو بخند
گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند:)
|شرقیِغمگین|
دلم برای مدرسه، کیف مدرسه، بچه ها، لباس مدرسه تنگ شده.
اینو وقتی میفهمید که دیگه مدرسه نمیرید...
و من الان میفهممش
هدایت شده از همون کافه ولیعصر سابق-
لیست همسایه های کافه ولیعصر :
@Vague_X
@my_memories_is_black
@Nyctphilia
@Asteria_68
@fodoshiin
@tohyychanel
خودمون :
@Waliasr_kafe
جهت همسایگی :
@miaam16
جهت تایید فور شه *
- میگفت: عشق حسِ هفتمیه که هر شیش تا حس
قبلی رو از کار میندازه؛ راست میگفت!
‹ وقتی نگات میکردم هم کر میشدم هم کور میشدم
وقتی سرتو میزاشتی رو شونم پاهام فلج میشد...
دلم نمیخواست پاشم! وقتی مزه لباتو فهمیدم،
مزه هیچ چیزی رو دوست نداشتم و حس نمیکردم
وقتی صورت تو رو لمس میکردم!
دلم نمیخواست چیز دیگه رو لمس کنم که مبادا آثار تو
از رو دستم بره؛ کی اینجوری عاشقت هست:)!
هدایت شده از جنگل بارانی
سفارشهایی که تا فردا شب ثبت بشن از ما یه بوکمارک هدیه میگیرن =)❤️