|شرقیِغمگین|
https://eitaa.com/joinchat/1002701133C60d9966183
یه چند تا بریزیم اینجا
تا چند دقیقه دیگه پاکش میکنم>>
هدایت شده از magic shop🪄🎀
لیست همسایه هامون:>
- @kafe_aramesh
- @Nudegif
- @mah_man99
- @morfinlove
- @hiimok
-@shADow17
-@Se_bom
-@kimraisa
-@ClassicCafe69
-@darkmoonjuliet
-@honey_haniy
-@liaaworldd
-@hadis_world
-@My_feeling_good
- @myplace
-@Kimyoona
-@laraaaaaaaaaa
-@BLUE_SIDE2023
-@ParkLina
-@moodmochi
-@ALEXXANDRA
-@moonandstarss
-@BlackSide
-@i_still_love_you
-@pari_zad
-@BTS_IDOL
-@kooribato
-@aneMptyplAcE
-@error_back
-@marseii1331
-@BLACKMoo
-@onlybooks
-@ahadoroste
-@me_mo_od
-@Xsw_666
-@fodoshiin
جهت همسایه شدن:
@ShItLifE
حرفی سخنی داشتین ناشناس درخدمتتونم:
https://harfeto.timefriend.net/16750943526438
هدایت شده از "𝖬𝗒 𝖯𝗅𝖺𝗒 𝖫𝗂𝗌𝗍"
𝖭𝖾𝗂𝗀𝗁𝖻𝗈𝗋 𝗅𝗂𝗌𝗍 𝗆𝗒 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗇𝗅𝖾 𝗉𝗅𝖺𝗒 𝗅𝗂𝗌𝗍 :
- @harpham
- @Green_AllStar
- @Saze_Zendegi1
- @CreativeAddict
- @kooritext
- @babevibe
- @alefbayesokot
- @fodoshiin
- @MisNobody
- @moon_1401
- @Be_Yourself_Girl
- @Ablaloo
- @nashti_cheshm
- https://eitaa.com/joinchat/2851078424C4e5aef66ee
'''
𝖶𝖾 :
- @myplaylistt
|شرقیِغمگین|
سلام امشب شب اول ماه رمضونه با کلی گناه وارد این ماه شدیم، کاش خدا ببخشتمون بلکه آدم شدیم. ماه رمضون
[بینام]
مرگ آرام؟ شایدم بی سر و صدا؟
بدون مجلس ختم اخه؟ مگه میشه
دردناکه فقط از دور بزارن ببینی عزیز ترین آدمت رو خاک میکنن :)
ولی اون خاک سرد بود نامردا چجوری دلتون میاد اون حجم از خاک رو میریزید رو بدنش:')
ناسلامتی پاییز بود...
آقا اگه سردش بشه چی؟ چیکار میکنه؟
خب الان چی میشه
جدی رفت؟ میشه منم با خودش ببره؟
مغزم پر شده بود از سوالات مبهم!
گفتن رفته تو کما
میگفتم این همه آدم میرن تو کما و بر میگردن
چیزی نیست
قربونش برم خیلی قویه
براش دعا میکردم میدونستم تنهام نمیزاره
میگفت باشم من، عروس کنم نوه هامو
ناسلامتی اولین نوه اش بودم و کلی آرزو :)
الان کلی غم و خاطرات خاک خورده رو قلبمه؛
ولی حقیقتا امید داشتم، امید، امید...
ولی تمام امیدم اون موقعی تموم شد و از بین رفت که به برادرم گفتم چی شده؟
با چشمای سرخ و لبای لرزون سرشو تکون داد
گفت فاطمه مادر جون...
نمیشد سرتو تکون ندی مرد؟ نمیشد بگی برگشته..
کاش لال میشدم . چرا میپرسی آخه؟
نمیدونم چه جوری اون شبم صبح شد. عکساشو تا صبح نگاه کردم.
فکر میکردم شوخیه هنوز باورم نشده بود...
میگفتم نه بابا مگه میشه آخه!
از مرگ به معنای واقعی هیچچچ تصوری نداشتم!
رسیدیم جلو سرد خونه عمه، عمو و.. هر کی یه گوشه داشت زار میزد"
آقا همه شون یه طرف عمه کوچیکه ام یه طرف :)))
اخه عزیز دردونه مادرش بود ناسلامتی بچه آخر بود وابستگیاش هم بیشتر..
تا منو دید گفت فاطمه زهرا مادر جونت دیگه نیستا...
حس کردم قلبم نميزنه..
نمیخواستم باور کنم ولی وقتی میگفتن رفت...نیست...
هنوز هم که هنوزه نمیخوام قبول کنم نبودش رو
بدون هیچ آدم و خاهر و برادر و هیچی خیلی بی سر و صدا توی هوای سرد و مزخرف دور از همه یه جای خلوت و بی سر و صدا خوابید :)
خوب بخوابی آرام جانم...
9اسفند 1401
-راد
سعید هلیچی درست میگه؛
ما از شدت اندوه گریه نمیکنیم، بلکه از ناتوانی در خود فروریختن و از مدت طولانی استوار ماندنمون گریه میکنیم..
احساس میکنم که دیگه نباید احساس کنم که نباید احساس کنم که احساس میکنم نباید احساس کنم
از این جهت به خودم افتخار میکنم که حذف کردن بقیه حتی اگه باعث داغون شدنم بشه اما میتونم انجامش بدم