وقتی از یارتون بیخبر بودین، مثل سعدی براش بنویسین: بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی شب و روز در خيالی و ندانمت کجایی.
او قطعا تبعید شدهای به دنیای انسانها بود؛ هیچ انسانی به زیبایی آن مرد نمیرسید!
|شرقیِغمگین|
-
روز در خورشید معنا میشود، شب در ماه معنا میشود و من، در خندههای تو!
"لا تعشقني بعينك، ربما تجد أجمل مني...
إعشقني بقلبك، فالقلوب لا تتشابه أبداً."
با چشمانت عاشقم نشو، ممکن است زیباتر از من پیدا کنی با قلبت عاشقم شو، چون قلبها مشابهی ندارند.