دلم میخواد یه پلاکارد بگیرم
دستم که روش نوشته:
من با يه نخ خيلى نازک به
اين دنيا وصلم با من مدارا کنید.
من غرق استرسم، کوچیک ترین موضوعات
باعث میشه ساعت ها بهش فکر کنم و
اعصابم خورد شه، من غرق غم، اضطراب،
احساس سختیُ فشار، ناراحتی،بیحوصلگی
، و بی اعتمادی هستم، من پر از
احساس ناکافی بودن و خوب نبودن هستم
و در عین حال تلاش میكنم كه اين نخ نازک بريده نشه و شرایط رو هندل کنم.
آدم باشید لطفاً !
این روزا بی حوصله ترین آدم روی کره زمینم میدونم که باید بلندشم و تکونی به خودم بدم ولی حقیقتا توان انجام همین یکارم ندارم :)
دلم میخواد سوت استراحت بین دو نیمه زندگی وجود داشت، بعدش میشستم وسط زمین دنیا هق هق گریه میکردم.
یعنی میشود آن روز برسد؟
که همه احوال تورا از من بگیرند،
که سراغت را فقط من داشته باشم،
که بگویم، درگیر زندگیمان است
خوب است، خوبیم
مشغول دوست داشتن همدیگریم.