اگه بهم راستشو بگی احتمالا عصبانی میشم ولی باهاش کنار میام،اگه دروغ بگی دیگه هیچوقت بهت اعتماد نمیکنم.
پرسید آدمی چه زمانی پخته میشود؟!
جواب دادم:همان جایی که دیگر از کسی توقع ندارد.
من تمام روزایی که از صبح تا شب فقط به دیوار نگاه می کردم و دنبال دلیل نفس کشیدنم میگشتم بهت گفتم حالم خوبه و تو باور کردی بعد الان ادعا میکنی منو میشناسی؟!
حالم مثل بچه ای ک دلش قهر کردن میخواد
اما چون میدونه کسی قرار نیست نازشو بکشه، نشسته گوشه ی اتاق و عروسکش رو بغل کرده :)
یه جوری خستمه یه جوری عجیب دلتنگم و آسمونو زمین بهم ریخته که فقط خود خدا چاره ست