زمستان که بیاید
اوضاع بهتر مى شود
کسی به دو عاشق که از سرما
یکدیگر را بغل کرده اند
کاری ندارد ……
پرویز ... چرا نوشتهای که به وضع فعلی زیاد امیدوار نیستی . مگر به من و عشق من اعتماد نداری و نمیتوانی باور کنی که من به خاطر تو حاضرم از همه چیز چشم بپوشم و سعادت زندگی در کنار تو را به دنیایی ترجیح میدهم و غیر ممکن است زندگیم را جز با تو با چیز دیگری پیوند دهم.
فروغ فرخزاد
"نامه فروغ به پرویز شاپور "
اگر آمدی
به دلت بد راه نده
شهر همان شهر است
کوچه همان کوچه
خانه همان خانه...
فقط من کمی مرده ام !
گاه با خود فکر میکنم که اگر شب نبود آدم های شهر در کجا رویاشان را آغوش میگرفتند و در خود گم میشدند ..؟
الان نه از زندگی خوشم میآید و نه بدم میآید، زندهام بدون اراده، بدون میل، یک نیروی فوقالعادهای مرا نگهداشته.
- صادق هدایت
اگه به من بود نمیزاشتم کسی حتی به ناراحت کردنت فکر کنه. نمیزاشتم هیچ غمی بیاد بشینه کنج دلت. نمیزاشتم بیحوصله بشی و حس پوچی بهت دست بده. نمیزاشتم تو شرایط سختی بمونی و فکرت درگیر باشه. نمیزاشتم این آدما بهت صدمهای برسونن، همشو خودم به جون میخریدم تا جایی که ممکنه تو حالت بهتر بشه"
میخام با من همونطوری حرف بزنی که تو خلوتت با خودت حرف میزنی. میخام همون فکرایی که به کسی نمیگی رو به من بگی.