آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون میآوریم
و تلالو آفتاب را میبینیم.
|شمس لنگرودی|
میخواستم فریاد بزنم و از او بخواهم که نرود
اما چه حقی داشتم که اورا از رفتن بازدارم،
وقتی خوشبختی اش در آغوش دیگری بود؟»
بیداری؟!
خواستم بهت بگم اشکالی نداره اگر اشتباه کردی، هنوز خیلی جاهای دیگه هم باید اشتباه کنی تا یه پله پخته تر شی، این حقیقت وجود داره که همچنان ممکنه دلت بشکنه اما تو مال جا زدن نیستی، و هنوزم ممکنه خیلی ناامید بشی، به آدم ِ اشتباهی اعتماد کنی اما عزیزِ من مگه زندگی چندمته که انتظار داری همه ی مسیر رو بدون جاده خاکی طِی کنی؟ تو با همه ی این شکستها، ناامیدی ها، اعتماد های نصف و نیمه و مسیر های نافرجام کامل میشی و میرسی..
فرد «تاکسیک» کسی هست که کارهایی رو که دوست نداره دیگران باهاش بکنن رو خودش به راحتی با دیگری میکنه، دائماً توقع احترام داره اما هرگز احترام نمیذاره، باید براش ارزش قائل بشی اما هرگز ارزشت رو نمیدونه.
اول تورو دیوونه میکنه و بعد سعی میکنه به تو القا کنه که تمام مشکل از توست…
روانشناسیِ زرد و خانمانسوز امروز:
«نجاتدهنده در آیینه است.»
داستایوفسکی قرن نوزده:
«در آغوشم بگیر و نجاتم بده، قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آیینهها میبینمش.»
آرزو میکنم که برای خودت کافی باشی
و با آدمهای اشتباه معاشرت نکنی
و به آدمهای اشتباه دل نبندی.
آرزو میکنم
ناامید و دلسرد نشی و در هر شرایطی جنگیدن و ادامهدادن رو بلد باشی.
آرزو میکنم غمهای بزرگی نداشته باشی و غمهای کوچیکت،
با چند اتفاق زیبا فراموش بشن.
آرزو میکنم انگیزه و دلخوشیهای زیادی داشتهباشی و
آدمهای خوب زیادی اطرافت باشن و دلایل زیادی برای لبخند زدن و آروم بودن داشتهباشی.
آرزو میکنم بلندپرواز باشی
و همیشه هدفای بزرگی انتخاب کنی و
برای تمام سختیهای مسیرت ،
آماده باشی🤍