زمستان عزیزم،از امشب به اجبار کولر خواهم زد تا بابت سرمایی پول بپردازم که تو رایگان در اختیارم میگذاشتی.همیشه دوستت دارم و به یادت خواهم بود.
هدایت شده از قهوهخونه
📻| درودِ ماه بهشما، این پیغام رو بازنشر بدید چنلتون و بهقهوهخونه بپیوندید. بعد براساس حسچنلتون یکشعرنو یا یکداستانکوچک مینویسم، یهآرزو براتون میکنم و موزیکی قدیمی تقدیمتون میکنم.
جهت تگهاتون، کلیک.
من از نهایت شب حرف میزنم، من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم. اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم.