وضعیت خوبی ندارم،مرا ببخش !
دستم از اشیاء رد میشود،از تلفن رد میشود.فراموشت نکرده ام فقط کمی مرده ام.
این تقصیر تو نیست که درد کشیده ای،تقصیر تو نیست که طرد شده ای،که رها شده ای،که تنها ماندی،این تقصیر تو نیست که خشمگینی.
از تن مجروحش طوفانی برمیخاست.آن روحش به لرزه میافتاد و درد عشق باز در دلش شعله ور میشد و سینه اش را به آتش میکشید.تنها و افسرده.
بر درونم تاریکی حاکم شده است که ماه و ستاره هایش خموش اند اما هنوز چراغ غم در آن روشن است.ان تاریکیِ بی حد و مرزیست که سکوتش صدای نفس هایم را در خودش غرق کرده است.ولیکن من بازهم زنده ام
هدایت شده از قهوهخونه
درود و نور، بازم "قهوهخونهمون" میخواد بهتون تقدیمی بده.
اول اینکه این پیام رو فوروارد میکنید چنلتون و بهقهوهخونه میپیوندید. بعد هم یکم صبور میباشین تا من براتون یهشیشهعمر درست میکنم، یعنی براتون مینویسم شیشهی(⏳)عمرتون از چیا پر شده. بعد هم باتوجه بهوایبتون یهترکیب رنگ که شامل سهتا رنگه تقدیم میشه و گفته میشه از کدوم دسته رنگ هستید. برای تگچنلهاتون: فِپاسخگویشماست. ممنونم از همراهی./
گم شدم مامان،بین دردام گم شدم.گفته بودی همیشه یه پناهی هست نه ؟ ولی الان همون پناه برام درد شده مامان.