بوی اسفند، بوی محرم، بوی غم، بوی جان دادن، بوی سَنَ قربان اقا:)بگو مکن ای صبح طلوع
بوی ظهر عاشوراست:)
بوی آشنا
بوی پله هارو دوتا یکی دویدن که زنجیر زدن دوستای حاجی رو بیینیم*
التماس من بزرگ شدم میتونم سینی شربت رو ببرم
به یواش ببر نریزی
به شیرینی میرسه؟
سال چنده؟ 98؟97؟نمیدونم این رسم بود از وقتی چشم هامو باز کردم:) اخه بزرگ یه محل حساب میشد:)))
آخه دلتنگی داره جونم رو میگیره
هر عاشقی گریست، به یادت گریستم
چشمان من چکیدهی غمهای عالماند
اخه امشب قلمم نمیتونه برقصه روی برگه قلبم، نهایتا بشینه کنارم و بی صدا اشک بریزیم
مامان میگه وقتی از بچگی توی مجلس های حسین بزرگ بشی بخوای هم مهرشون از دلت بیرون نمیره :)
یادمه آخرین محرم آخرین محرم
گفتن بزرگمون اومده مراسم:)
قرار شد مراسم سال بعد رو سرپا
باشی نشد!
سر مراسم خاک سپاری میگفتن نوکر امام حسین بود! :)
دلتنگت میشم فقط مداحی ارومم میکنه! :)
!دلتنگت که میشه اون بغض اون شب که گفتم حاجی دلت برای دایی تنگ نمیشه میاد تو ذهنم
بمیرم برات!
شیطنت هامو پای بچگیم میداشتی دیگه؟ :)
دروغ چرا حاجی، روحم میخواد از تنم فرار کنه، گیر کرده زمین گیر شده!
دعا کن برام! فقط همین :)
دلتنگی مضاعف هست تمام حرف ما:)
تصدقت فقط بهشون بگو یه خورده هوامو داشته باشن تو که میدونی من خیلی تحمل ندارم:)
تو که میدونی:)
تو که میدونی زورم نمیرسه :)
منو بسپار به دستشون بگو مراقبم باشن شاید سر به راه شدم! :)
منو نجاتم بدین! :)
کم آوردم و میدونم که داری میبینی
مراقبم باش، دلم تنگ که نه مرده برات:))) کاش خاک سردت برای من بود و تن تو گرم بود!
چی تو خودم دیدم که فکر کردم
کارو والور و درس و روابط و عاطفه و زندگی و خانوادت رو میتونم همزمان هندل کنم؟