تیک تاک تیک تاک
درست 5 دقیقه وقت دارم تا بین درس هایم استراحت کنم شهر ساکت و شعر غوغا میکند در افکارم
با آن همه نياز كه من داشتم به تو
پرهيز عاشقانهی من ناگزير بود...
من بارها بهسوى تو بازآمدم، ولى
هربار دير بود…
اينك من و توايم
دو تنهاى بىنصيب
فقط 5 دقیقه چشمانم را میبندم فقط 5 دقیقه سکوت مطلق
دستم را ول نکن دستم را ول نکن
از مژه هایم خودت را به چشمانم برسان
نگذار از چشمانم سقوط کنی:)
پلک میزنم
دستت رها میشود
رهای رها سقوط میکنی از چشمانم و این سقوط انقدر دردناک بود که بیش از تن تو قلب من درد رو تحمل میکند
واگویه های بین پارت های فنون
21 ماه اول 405