هدایت شده از - پلیلیست .
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگو به من دیگه حسی نداری...
پلیلیست / Join Us ? @PlaiWet . 🤍
بهارنارنجِ هنوز نشکفتهام
باوانکم؟
تویی که هنوز در بطن زمان خفتهای،اما عطر حضور نیامدهات، مثل بوی لطیف گلاب و بوی شگوفه ی گیلاس در خانه ی خیال من میپیچد:)
این نامه را برای تو مینویسم
برای تویی که قرار است جگرگوشه ی مادر و نماد تمام زیباییها و ظرافتهای این جهان باشی')
دردانه فرداهای من!
میخواهم برایت از رازی بگویم که سینه به سینه از مادرانمان به ما رسیده است؛ از جادوی شگرف زن بودن.
که وقتی بیایی با پدرت برایت یادآور میشویم که زن یعنی شعر و شاعر و معشوق و معبد :)
وقتی بیایی، میخواهم پیراهنی از حریر و ترمه بر تنت بپوشانم:)
حریری به رنگ سرخ
گیسوانت را که میدانم به بلندای شبهای یلدا خواهد بود، با شانهای چوبی شانه خواهم زد و لابهلای تارهای آن، بوی هل خواهم پاشید. میخواهم در گوشت غزلهای مولانا و سعدی را لالایی بخوانم تا جانت از همان کودکی به یاد داشته باشد معشوق بودن چگونه است:)
پاره ی تنم!
من به تو خواهم آموخت که چگونه با یک لبخند، زمستان یک خانه را بهار کنی!
تو روزی خواهی آمد و با قدمهایت سمفونی زندگی را در خانهام مینوازی. صدای جیرینگجیرینگ النگوهایت در حیاطِ خانه، و خندههای مستانهات که شبیه به آواز قناریهاست تمام اندوههای جهان را از یاد من خواهد برد
تو میآیی تا ادامه من باشی
من اینجا، در امتداد روزها و شبها، با دلی که برای در آغوش کشیدنت بیتاب است، چشمبهراه تو میمانم تا در آغوشم شروع به زندگی کنی و عشق را لمس کنی:)
شکوفه ی بهارنارنجم! :)
پریزاد
20 خرداد ماه 405