eitaa logo
Channels
5 دنبال‌کننده
35 عکس
11 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
لورن | Lauren لورن. نمی‌دانم خستگی را باید جزئی از شخصیتش دانست یا صرفاً یکی از عادت‌های روزمره‌اش. از آن آدم‌هایی‌ست که گویا همیشه خواب‌آلودند، حتی اگر ساعت‌ها خوابیده باشند. با این حال، خنده را فراموش نکرده‌اند؛ هرچند بعید می‌دانم همیشه دلیل مشخصی برای خندیدن داشته باشند. لورن را نمی‌توان کاملاً غمگین دانست، همان‌طور که نمی‌توان او را آدم شادی خطاب کرد. انگار جایی میان این دو ایستاده و چندان هم عجله‌ای برای انتخاب یکی از آن‌ها ندارد. اگر قرار باشد رنگی برایش انتخاب کنم، سرمه‌ای و خاکستری را برمی‌گزینم. نمی‌دانم چرا، اما تصور دیگری از او ندارم. راستی، لورن! امیدوارم این‌همه خستگی بالاخره دست از سرت بردارد. هرچند گمان نمی‌کنم خودت هم چندان با این پیشنهاد موافق باشی.
میرا | Mira میرا. دختری که اگر در کتابخانه‌ای قدیمی پیدایش کنید، چندان هم از دیدنش تعجب نخواهید کرد. احتمالاً مشغول خواندن کتابی‌ست که جلدش از خود کتابخانه قدیمی‌تر است. با کلمات بازی می‌کند و با قلم، شاهکار خلق می‌کند. گویا برگهٔ سفید زمین بازی‌اش است. مهربانی و صبوری‌اش را نمی‌توان نادیده گرفت. کمی ساکت است، اما گمان نمی‌کنم سکوتش از آن‌هایی باشد که از بی‌حرفی می‌آیند. شاید فقط ترجیح می‌دهد به‌جای حرف‌های بیهوده، دربارهٔ موضوعی صحبت کند که واقعاً سر ذوقش می‌آورد. میرا را با یک فنجان چای، چند جلد کتاب و انبوهی از اطلاعات عجیب‌وغریب تصور می‌کنم. یک نویسندهٔ تمام عیار.
لارا | Lara لارا. از آن آدم‌هایی‌ست که گمان می‌کنم ادبیات را نمی‌توان از زندگی‌شان جدا کرد. دختری که احتمالاً میان صفحات کتاب‌ها بیشتر از هر جای دیگری احساس آشنایی می‌کند. شاد است و دوست‌داشتنی؛ هرچند نه از آن‌هایی که تمام وقتشان را به معاشرت با دیگران می‌گذرانند. کمی درونگراست و شاید گاهی ترجیح بدهد به‌جای شرکت در هیاهوی جمع، گوشه‌ای بنشیند و به افکار خودش مشغول شود. اما می‌دانید؟ تصور نمی‌کنم تمام دنیای لارا به همین شادی خلاصه شود. انگار گوشهٔ کوچکی از وجودش همیشه دلتنگ چیزی‌ست؛ چیزی که شاید خودش هم نتواند درست نامش را پیدا کند. با این حال، امیدوارم سهم دلتنگی‌هایش از زندگی چندان زیاد نباشد. حیف است آدمی با این‌همه دوست‌داشتنی بودن، فرصت خندیدن را از دست بدهد.
اِلا | Ella اِلا. نمی‌دانم از کجا شروع کنم؛ از خنده‌هایش یا از علاقهٔ عجیبش به به‌هم‌ریختن جدیت دیگران؟ گویا هیچ اتفاقی در این جهان آن‌قدر مهم نیست که نتوان اندکی به آن خندید. حتی اگر آسمان به زمین بیاید، بعید می‌دانم اِلا پیش از پیدا کردن یک سوژه برای خندیدن، زحمت نگران شدن به خودش بدهد. از آن آدم‌هایی‌ست که حضورشان را نمی‌توان چندان نادیده گرفت. پر از شوخی و شیطنت و البته کمی دلقک‌بازی. راستش را بخواهید، تصور یک روز بدون خنده‌های اِلا برایم کمی دشوار است. نمی‌دانم، شاید دنیا به اندازهٔ کافی آدم جدی و عبوس دارد؛ وجود یکی مثل اِلا هم چندان بی‌حکمت نیست.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اول از همه خیلی ممنونم که شرکت کردید هرچند خیلی ناچیزه. بابت تاخیر خیلی خیلی عذر میخوام، و خیلی ممنونم که صبوری کردید. در نهایت امیدوارم خوشتون اومده باشه و تونسته باشم لبخند به لبتون بیارم))