هدایت شده از انجمنارواحِغمگین
میخواهم توقف کنم و اقیانوس را بو کنم، از تابش آفتاب گرم بعدازظهر روی صورتم و باد غربی در موهایم لذت ببرم.
برای سبزینه ٔ ملیح، طبیعت، عکس، خاطره، مود.
هدایت شده از انجمنارواحِغمگین
رویم را برمیگردانم، با این امید که
فکر کند حرفش را نمیفهمم
فکر کند خارجیام
و امروز چنین حسی دارم، غریبهای دور از خانه
دور از دنیای شلوغ و مزخرف.
برای خیال اشفته ٔ زیبا، فاخر، کلاسیک.
هدایت شده از انجمنارواحِغمگین
"ولی ناراحت کننده نیست اگه حداقل از مسیر لذت نبرده باشیم؟"
(لینک کانالش رو عوض کرد؟ کانالش رو حذف کرد؟ نمیدونم.
https://eitaa.com/zenzenzede )
هدایت شده از انجمنارواحِغمگین
او گفت: «ما اینجاییم... اکنون... این زندگی منه که زیر نور ماه بزرگ، در برابر من آشکار میشه.»
برای کیهان در کرانه ٔ غرق شده در ستارهها، کهکشانها.
هدایت شده از انجمنارواحِغمگین
احساس راحتی میکنم که درمورد هیچچیز مهمی صحبت نمیکنیم.
برای مُرهَق؛ ِ انرژی، خیال، دیلیطور، فان.
هدایت شده از انجمنارواحِغمگین
عزیزم، من ترجیح میدهم بمیرم تا اینکه یک آدم عادی باشم.
برای upside downn ِ آهنگ، نوشته، مهربون، گلرز.
هدایت شده از انجمنارواحِغمگین
او ترجیح میداد در خانه بنشیند و ساعتها، خود را در کاری که دوست دارد، مدفون کند.
(کانالش رو حذف کرد؟ لینکش رو عوض کرد؟ نمیدونم.
https://eitaa.com/K_Drama_00 )
هدایت شده از انجمنارواحِغمگین
"من هم گمشدهام... با این حال
من...
برای هیچکس گمنشدهام. "
برای دردِقلبم.. ِ مهربون، فرارازدنیا، غم، آبی.
هدایت شده از انجمنارواحِغمگین
خندهای کرد. نه از روی شادی، بلکه از روی ناراحتی و تعجب.
برای لبخندغمگین... ِ نوشته، دگرگون، رها.
هدایت شده از انجمنارواحِغمگین
اهمیت ندادم، ناراحت هم نشدم. گلها و چای را دوست داشتم. دیگه چه چیزی برایم ماندهبود که از دست بدهم؟
برای نازنینباطعمچای ِ فان، دیلیطور، چای، مهربون، بامزه، خودمونی، آبی.