19.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#علامه_طباطبایی #استاد #سلوک
💠 که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها...!
📿کانال فتوحات عرفانی: @fotuhat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ما همه موج و تو دریای جمالی، ای دوست
موج دریاست، عجب آنکه نباشد دریا
(دیوان امام، ص ۴۳)
انموذَج جمالی و اسطورة جلال
دریای بیکرانی و عالم همه سراب
(همان ص ۴۷)
💠کانال فتوحات عرفانی: @fotuhat
20.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#توحید
🔸 وقال الحاج جعفر محیی: اول زیارة زرت بها مسجد السهلة بخدمة السید الحداد مع جمع من الرفقاء و جلسنا امام مقام الامام الصادق (علیه السلام) فالتفت الی المرحوم السید الحداد سائلاً : ما تنظر؟
قلت: شخصاً
قال: مایعمل؟
فاجبته: قائماً یصلی
فقال: هل تنظر الی ظله ؟
قلت: نعم
فقال: کلنا کهذا الظل و الاصل غیرنا فاذا تحرک تحرکنا
🔹 مرحوم حاج جعفر محیی: در مسجد سهله مقابل مقام امام صادق، همراه با عارف بالله حاج سیدهاشم حداد و جمعی از رفقا نشسته بودیم.
مرحوم حداد از من پرسید: چه میبینی؟
گفتم: شخصی را
فرمود: چه کار میکند؟
گفتم: نماز میخواند.
فرمود: سایه او را میبینی؟
گفتم: بلی
فرمود: همه ما مانند این سایه هستیم که اصل غیر از ماست، وقتی او حرکت کند ما نیز حرکت میکنیم.
💠 @fotuhat
💠 تسخیر علامه حسن زاده توسط آیت الله الهی طباطبایی
🔸 پس از مدتی که علامه حسن زاده آملی در خدمت درس آیت الله الهی طباطبایی بودند، ایشان مریض شده و در بیمارستان نکویی قم بستری شدند و درسشان تعطیل شد.
علامه میفرمودند: از این که درس تعطیل شد بسیار دلگیر و ناراحت بودم، لذا فردای آن روز قلم و دفتر را برداشتم و خدمت ایشان در بیمارستان نکویی رفتم که هم از ایشان عیادت کنم و هم اگر صلاح بدانند و حالی داشته باشند همان جا ما درسی داشته باشیم. خدمتشان مشرف شدم و گفتم:
یک روز درس تعطیل شد، خیلی دلم گرفت؛ لذا آمدم خدمت شما تا اگر حالی داشته باشید همین جا من در محضرتان استفاده کنم.
🔹 ایشان فرمودند: حاجی آقای حسن زاده، راستش دیشب من هم اولین شبی بود که در بیمارستان میخوابیدم. خیلی دلم گرفته بود، برای اینکه از آن حالت خارج بشوم لحظاتی با شما محشور بودم. گفتم: یعنی چه؟
فرمودند: دیشب ساعت فلان نرفتید کتابخانه؟ گفتم: بله!
فرمود: فلان کتاب را برنداشتید؟ گفتم: بله!
فرمود: مقداری مطالعه نکردید؟ گفتم بله! فرمود: بعد از مدتی کتاب را به قفسه برنگرداندید؟ گفتم: بله!
فرمود: این من بودم که با پای شما رفتم به کتابخانه و با دست شما کتاب را برداشتم و با چشم شما کتاب را مطالعه کردم و بعد کتاب را سر جایش برگرداندم.
گفتم: آقاجان شما چه کارهایی با ما میکنید! ایشان ما را تسخیر کرده بود و ما با اراده و خواست ایشان کارهایی را انجام میدادیم و خودمان هم خبر نداشتیم.
🔸 سپس علامه حسن زاده فرمودند: این یکی از کارهایی بود که جناب ایشان با ما کرده بود.
منبع: حدیث سهر ص۲۵۴
@fotuhat
👥 مباحثه سلوکی پیرامون طریقه عرفانی نحله نجف (دوره دوم)
▪️جلسه هفتم (#قوه_خیال #حقیقت #انسان #کشف #سلوک #عرفان #تجرد)
▪️گزیده متن از مباحث طرح شده
▪قسمت ۱
🔸آقای ر: اخیرا کلیپی از آقای سید... منتشر شده است که در آن به تعلیقه علامه طباطبایی به نامه میرزاجواد آقا ملکی تبریزی اشاره میشود.
🔹این تعلیقه در کتاب رسائل عرفانی آیت الله سعادت پرور صفحه 298 آمده است:
«بخشی از نامه میرزاجوادآقا: ...آنوقت به عالم خیالش ملتفت میکردند و یا آنکه خود ملتفت میشد. چند روزی همه روز و شب فکر در این میکند که بفهمد که هرچه خیال میکند و میبیند خودش است و از خودش خارج نست.
🔸علامه طباطبایی درباره این بخش فرمودند: مراد از اینکه هر چه میبیند و خیال میکند خودش است همان معنای فلسفی است و واقعا مطلب همین نحو است که خارج محسوس نمیشود و ما خارج را درک نمیکنیم، آنچه را درک میکنیم همان است که در خیال ماست و سر و کار ما با مثال است و محسوس باذات همان عالم خیال است. خیال ما خورشیدی مثل کره میسازد، ما همان را درک میکنیم و چنانچه درک به خارج متعلق میشد، چه کسی میتوانست خورشید با آن عظمت را درک کند، هکذا مورد دیگر. از بس این امر سریع انجام میگیرد انسان گمان میکند محسوس خارج است. چون این معنا را سالک درک کرد و توجه به این معنا نمود از خارج منقطع میشود و به خود متوجه میگردد اینجاست که خود را در عالم مثال خود میبیند که اولین مرحله تجرد است. زمانی خود را میبیند از بدن و جسد روی زمین افتاده و زمانی هم از بدن غفلت میکند و آن را گم میکند و زمانی هم خود را گم میکند.»
🔹ظاهر این حرف با حرف کانت تشابه دارد. کانت میگفت انسان هر ادراکی که دارد در ساحت قوه شناخت خودش است که این قوه مقولاتی دارد مثل زمانمندی و مکانمندی و... شما هرچه درک کنی از حقیقت، در این کانال درک میکنی و لذا این مقولات به آن حقیقت رنگ و شکل میدهند. به بیان دیگر شما با پدیدار (فنومن) مواجه هستی نه با خود اشیاء (نومن). در فلسفه اسلامی در مقابل این حرف چه میگویند؟
🔸آقای ب: اتفاقا اینجا به شدت صدرا خودِ کانت است و فرقی با آن ندارد. صدرا میگوید شما در سطحی ترین ادراکت هم منفعل نیستی بلکه فاعلی یعنی حتی درک حسی شما منفعل از خارج نیست. شما میسازی که میتوانی درک کنی. این حرف را در بحث علم میگوید. خیال شما برای شما فهم را تولید میکند. از این جهت (انفعال) صدرا مثل کانت است برخلاف فلسفه مشا که انطباع محض است. پس خیال صرف هم نیست بلکه متخیله است. بعد میگویند «ماده» چیز در حال حرکت است لذا قابل فهم نیست اما متخیله یک لحظه او را تعین میدهد و برای تو درک و فهم را میسازد.
آقای ر: مگر متخیله شانی از شئون وجود انسانی نیست؟
🔹آقای ب: بله متخیله خودت هستی.
آقای ر: ابتدا این متخیله با حقیقت مواجهه دارد و بعد صورت دهی میکند. اما انگار ما یک مرحله از متخیله خودمان عقبیم.
🔸آقای ب: ببین! ما خارج را نگهش میداریم که باشد! یعنی خودمون داریم میسازیم. خودمون داریم جدایی میاندازیم. یعنی میگوییم تو خارج هستی و من درون؛ تو باش تا من هم باشم! وگرنه زمان اینجوری بر ما نمیگذشت! ما لحظه به لحظه به زمان میگوئیم که اینطوری بر ما بگذر. وگرنه زمان اینطور نمیگذشت و همین طور مکان. مکان را خودمان میسازیم و میگیم اگر تو نباشی زیر پای ما شل میشه. در واقع ما داریم این اثنینیت را میسازیم.
ادامه دارد...
💠 کانال فتوحات عرفانی: @fotuhat
🌐 بلاگ: https://fotuhat.blog.ir