eitaa logo
Foumani_ir
867 دنبال‌کننده
25 عکس
9 ویدیو
3 فایل
این کانال با هدف اطلاع‌رسانی و انتشار خلاصه‌ مطالب و به‌روزرسانی‌های سایت شخصی اینجانب محمد پور خوش سعادت به نشانی foumani.ir راه‌اندازی شده است.
مشاهده در ایتا
دانلود
تدبیر یا هیجان؟ محمد پور خوش سعادت این روزها عده‌ای از صبح تا شب فقط یک نسخه برای ایران می‌پیچند؛ «بجنگید»، «بزنید»، «مذاکره نکنید»، «چرا پاسخ نمی‌دهید؟» و اگر پاسخی هم داده شود، می‌گویند کافی نیست. اما یک سؤال ساده دارم. آیا کشور مسئول ندارد؟ آیا فرمانده ندارد؟ آیا نهادهای تصمیم‌گیر ندارد؟ مگر نه اینکه در رأس نظام، رهبری قرار دارد که بارها تأکید کرده‌اند تصمیمات کلان باید بر پایه عزت، حکمت و مصلحت اتخاذ شود؟ اگر خود را ولایت‌مدار می‌دانیم، امروز وظیفه ما بیش از هر چیز، اعتماد به همین سازوکار و صبر بر تدبیر است؛ نه اینکه پیش از مسئولان تصمیم بگیریم و برای نظام نسخه بپیچیم. آیا واقعاً از همه ابعاد ماجرا خبر داریم؟ از توان دفاعی کشور چه می‌دانیم؟ از ظرفیت‌های نظامی، ذخایر راهبردی، وضعیت اقتصادی، ملاحظات امنیتی و پیچیدگی‌های دیپلماسی چه اطلاعی داریم؟ اگر پاسخ منفی است، این همه قطعیت از کجا آمده است؟ ایران امروز نه منفعل است و نه ماجراجو. هم می‌زند و هم ضربه می‌خورد. هم پاسخ دشمن خارجی را می‌دهد و هم با جنگ شناختی و فشارهای داخلی مواجه است. اما اداره یک کشور فقط شلیک موشک نیست. اداره اقتصاد، تأمین دارو، حفظ اشتغال، کنترل معیشت مردم، حفظ سرمایه اجتماعی و امید جامعه نیز بخشی از دفاع از ایران است. آیا جنگ، برای برخی به یک آرزو تبدیل شده است؟ آیا می‌دانیم جنگ، یا حتی وضعیت فرسایشی «نه جنگ و نه صلح»، چه هزینه‌ای بر اقتصاد، تولید، سرمایه‌گذاری و زندگی مردم تحمیل می‌کند؟ امروز میلیون‌ها ایرانی آماده‌اند برای دفاع از وطن جان بدهند؛ اما میلیون‌ها ایرانی دیگر نیز هر روز با دارو، بیکاری، تورم و مشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. نظام مسئول هر دو جبهه است؛ هم امنیت و هم زندگی مردم. اگر ما از همه واقعیت‌ها خبر نداریم، شاید عاقلانه‌ترین کار آن باشد که اجازه دهیم مسئولان دلسوز، در چارچوب تدابیر رهبری، مسیر کشور را پیش ببرند و نتیجه را ببینیم. این همه بی‌صبری، کنایه، لجاجت و مطالبه دائمی جنگ، چه راه‌حلی برای آینده ارائه می‌کند؟ غیر از «جنگ، جنگ، جنگ» چه برنامه‌ای برای اقتصاد، معیشت، آینده جوانان و انسجام ملی دارید؟ نظام مقدس جمهوری اسلامی چه باید بکند تا برخی راضی شوند؟ به گمان من، مسئله اصلی این است که هنوز کشور را یکپارچه نمی‌بینیم. هنوز با عینک جناحی نگاه می‌کنیم. دولت را جدا از نظام می‌بینیم. دیپلماسی را مقابل میدان قرار می‌دهیم. سپاه را در برابر دستگاه سیاست خارجی می‌نشانیم. در حالی که اگر سپاه عملیاتی انجام می‌دهد، تصمیم نظام است. اگر دیپلماتی مذاکره می‌کند، آن هم تصمیم نظام است. اگر پاسخ داده می‌شود، تصمیم نظام است. اگر صبر راهبردی انتخاب می‌شود، آن هم تصمیم نظام است. همه این اجزا، حلقه‌های یک زنجیرند؛ راهبردی واحد برای حفظ ایران، حفظ انقلاب و تأمین منافع ملی. شاید امروز بیش از شجاعت جنگیدن، به شجاعت اعتماد کردن نیاز داشته باشیم. هیجان، تصمیم را آسان می‌کند؛ اما این تدبیر است که کشور را از پیچ‌های تاریخی عبور می‌دهد. هشتم تیر 1405 http://foumani.ir/post/162 https://eitaa.com/foumani
فتنه پیچیده امروز محمد پور خوش‌سعادت فتنه‌های بزرگ، گاهی در درون و با ادبیاتی آشنا و چهره‌هایی خودی شکل می‌گیرند. پیچیدگی فتنه امروز در مرز حق و باطل است ، و البته نه در شعارها، بلکه در «برآیند رفتارها» قابل تشخیص است. امروز هر جریان یا فردی که آگاهانه یا از سر غفلت به جای تقویت انسجام ملی، بر طبل دوقطبی بکوبد، به جای افزایش اعتماد عمومی، ناامیدی را تزریق کند و به جای کمک به حل مسائل، روایت ضعف و بن‌بست را بسازد، در مسیری گام برمی‌دارد که دشمن سال‌ها برای آن سرمایه‌گذاری کرده است. این جریان، الزاماً یک هویت سیاسی مشخص ندارد. ممکن است در میان مدعیان انقلابی‌گری باشد، ممکن است در میان مدعیان اصلاح‌طلبی، یا حتی در میان مدیران و مسئولان دیروز و امروز. معیار، نام‌ها نیست؛ معیار، نتیجه رفتارهاست. ولایت‌مداری، نه به معنای پیشی گرفتن از تدبیر نظام است و نه عقب ماندن از آن. نظام اسلامی بر پایه «عزت، حکمت و مصلحت» تصمیم می‌گیرد و وظیفه نیروهای مؤمن به انقلاب، تقویت این مسیر است، نه ساختن دوقطبی‌های کاذب و فرسایش سرمایه اجتماعی. فتنه امروز، فتنه تشخیص است. دشمن اگر بتواند نیروهای انقلاب را به جان یکدیگر بیندازد، اگر بتواند امید مردم را به تردید تبدیل کند و اگر بتواند اختلاف سلیقه را به اختلاف بر سر اصل نظام بکشاند، بدون شلیک یک گلوله، به بخشی از اهداف خود رسیده است. در چنین شرایطی، بیش از آنکه به بلند بودن صداها نیاز داشته باشیم، به عمق بصیرت نیاز داریم. تاریخ انقلاب بارها نشان داده است که خسارت دوستان نادان، گاه از دشمنان دانا بیشتر بوده است. خداوند همه ما را در شناخت مرز باریک میان نقد دلسوزانه و ناامیدسازی، میان مطالبه‌گری و التهاب‌آفرینی، و میان انقلابی‌گری اصیل و انقلابی‌نمایی، موفق بدارد. نهم تیر 1405 http://foumani.ir/post/163 https://eitaa.com/foumani
آن‌که زخمی شد، ایران بود محمدپور خوش‌سعادت گاهی یک صحنه، از هزار تحلیل رسواتر است. در حرم سیدالشهدا(ع)، زائران عراقی از نماینده رسمی جمهوری اسلامی ایران استقبال می‌کنند؛ اما هم‌زمان، عده‌ای از ایرانیان با شعارهای تند، تصویری از شکاف و بی‌تدبیری به نمایش می‌گذارند. آن‌که در این میان زخمی می‌شود، نه یک وزیر، که ایران است. مسئله، دفاع از یک شخص نیست؛ دفاع از یک قاعده است. وزیر امور خارجه، هر که باشد، بیرون از مرزهای کشور، نماینده جمهوری اسلامی ایران است. اگر نقدی هست، جای آن رسانه، دانشگاه، مجلس و گفت‌وگوست؛ نه صحن حرم امام حسین و نه مقابل چشم ملت‌هایی که رفتار ما را به حساب ایران می‌گذارند. انقلابی‌گری را با بلندی صدا نمی‌سنجند؛ با درستیِ تشخیص می‌سنجند. هر فریادی، فریاد انقلاب نیست. گاهی هیجان، همان کاری را با اعتبار کشور می‌کند که دشمن آرزوی آن را دارد. مرز میان مطالبه‌گری و خودزنی، تنها یک کلمه است: عقلانیت. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به انقلابی‌گریِ عاقلانه نیاز دارد؛ به فهم، به خویشتن‌داری و به مسئولیتی که بداند هر رفتار، یا بر اقتدار ایران می‌افزاید یا زخمی تازه بر پیکر آن می‌نشاند. و چه درست گفته‌اند دشمنِ دانا بلندت می‌کند، بر زمینت می‌زند نادانِ دوست. دهم تیر 1405 http://foumani.ir/post/164 https://eitaa.com/foumani https://ble.ir/foomani
آغاز کودتا!!! محمدپور خوش‌سعادت چند روزی است که ادعای «کودتا» از سوی محمود نبویان، نماینده مجلس، به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات فضای سیاسی کشور تبدیل شده است. آقای نبویان! «کودتا» واژه کوچکی نیست که بتوان آن را در گرمای رقابت‌های سیاسی به زبان آورد و از کنار آثارش گذشت. اگر برای این ادعا سند و مدرکی وجود دارد، جای طرح آن دستگاه قضایی و نهادهای مسئول است، نه تریبون عمومی. اما اگر سندی در میان نیست، چگونه می‌توان سنگین‌ترین اتهام سیاسی را متوجه فرآیندی کرد که تصمیم نهایی آن با اذن ولی‌فقیه اجرا شده است؟ مسئله فقط یک کلمه نیست؛ مسئله، تبعات آن است. هیچ نظام سیاسی بدون اعتماد عمومی دوام نمی‌آورد. اعتماد نیز زمانی شکل می‌گیرد که مردم به قانون و سازوکارهای رسمی تصمیم‌گیری اطمینان داشته باشند. وقتی تصمیمات رسمی «کودتا» نامیده می‌شود، پیش از آنکه فرد یا جریانی متهم شود، اصل این اعتماد آسیب می‌بیند. امروز دشمن بیش از هر زمان دیگری بر شکاف‌های داخلی و فرسایش سرمایه اجتماعی حساب باز کرده است. در چنین شرایطی، ولایت‌مداری یعنی پذیرش و تمکین به تصمیم نهایی ولی‌فقیه؛ نه اینکه هر اختلاف نظر سیاسی با ادبیاتی بیان شود که مشروعیت نظام تصمیم‌گیری را زیر سؤال ببرد. آقای نبویان! یک سؤال همچنان باقی است؛ نکند آنچه امروز با عنوان «کودتا» به دیگران نسبت می‌دهید، بیش از آنکه روایت یک واقعیت باشد، بازتاب ذهنیتی است که در میان برخی همفکرانتان در حال شکل گرفتن است؟ کودتا گاهی از واژه‌ها آغاز می‌شود. از روزی که قانون بی‌اعتبار معرفی شود، تصمیمات رسمی توطئه خوانده شوند و رقیب سیاسی، نه یک مخالف، بلکه «کودتاگر» نام بگیرد. مراقب باشیم واژه‌ها، راهی را هموار نکنند که خود مدعی مقابله با آن هستیم. دهم تیر ۱۴۰۵ http://foumani.ir/post/165 https://eitaa.com/foumani https://ble.ir/foomani
توسعه عمودی؛ راهبرد اقتصاد آینده گیلان محمد پور خوش‌سعادت تصویب ضوابط بلندمرتبه‌سازی در رشت و بندرانزلی را باید یکی از آینده‌نگرانه‌ترین تصمیمات حوزه توسعه شهری در گیلان دانست. اهمیت این تصمیم، نه در افزایش تعداد طبقات ساختمان‌ها، بلکه در تغییر نگاه به توسعه است؛ گذار از توسعه مبتنی بر مصرف زمین، به توسعه مبتنی بر بهره‌وری، بهره‌وری از سرمایه و حکمرانی هوشمند سرزمین. گیلان با محدودیت منابع زمین، ارزش بالای اراضی کشاورزی، تالاب‌ها، جنگل‌ها و ظرفیت‌های منحصربه‌فرد زیست‌محیطی روبه‌روست. در چنین شرایطی، ادامه توسعه افقی شهرها به معنای افزایش هزینه‌های عمومی، کاهش سرمایه‌های طبیعی و تضعیف مزیت‌های اقتصادی استان خواهد بود. آینده گیلان، بیش از آنکه به توسعه در سطح وابسته باشد، به توسعه در کیفیت وابسته است. امروز، بسیاری از شهرهای توسعه‌یافته اروپا، توسعه عمودی و «شهر فشرده» را نه صرفاً یک الگوی معماری، بلکه یک استراتژی اقتصادی می‌دانند. این الگو با حفظ زمین، کاهش هزینه‌های زیرساختی، افزایش بهره‌وری خدمات شهری، جذب سرمایه، نوسازی بافت‌های فرسوده و ارتقای رقابت‌پذیری شهرها، زمینه‌ساز رشد پایدار اقتصادی شده است. گیلان نیز می‌تواند با بهره‌گیری از این تجربه، توسعه عمودی را به یکی از پیشران‌های اقتصاد استان تبدیل کند. رونق صنعت ساختمان، افزایش سرمایه‌گذاری، ایجاد اشتغال، رشد خدمات شهری، ارتقای ارزش افزوده زمین و در عین حال حفظ شالیزارها، باغات و اکوسیستم‌های ارزشمند، منافاتی با یکدیگر ندارند؛ بلکه اضلاع یک راهبرد واحد برای توسعه پایدار هستند. البته موفقیت این سیاست، در گرو اجرای دقیق ضوابط، توسعه هم‌زمان زیرساخت‌ها، شفافیت در تصمیم‌گیری، پرهیز از رانت و پایبندی به مطالعات علمی است. توسعه عمودی زمانی ارزشمند است که کیفیت زندگی شهروندان را ارتقا دهد و سرمایه طبیعی گیلان را برای نسل‌های آینده حفظ کند. نگاه آینده‌پژوهانه به گیلان یک پیام روشن دارد؛ مزیت رقابتی این استان، در مصرف بیشتر زمین نیست، بلکه در اقتصاد هوشمند، مدیریت هوشمند سرزمین و توسعه هوشمند شهری است. اگر امروز درست تصمیم بگیریم، بلندمرتبه‌سازی می‌تواند نه فقط سیمای شهرها، بلکه آینده اقتصاد گیلان را نیز متحول کند؛ آینده‌ای که در آن، توسعه، محیط زیست و رفاه عمومی در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. منتشر شده در : https://gilan-today.com/45988 🔽 http://foumani.ir/post/166 https://eitaa.com/foumani https://ble.ir/foomani
خونخواهِ رهبر باشیم، نه ابزارِ دشمن محمدپور خوش‌سعادت تشییع رهبر شهید انقلاب، روز نمایش وحدت ایران است؛ نه میدان خودنمایی، تسویه‌حساب‌های سیاسی و اقدامات تفرقه‌افکنانه. سیدعلی خامنه‌ای، رهبر ایران بود؛ نه رهبر یک جناح، نه یک سلیقه و نه یک جمع محدود. او مقاومت را با عقلانیت به ما آموخت، دشمن‌شناسی را با بصیرت معنا کرد و بارها نشان داد که حفظ انسجام ملی، خود بخشی از جهاد است. اگر امروز به نام خونخواهی او، دل‌های مردم را از هم دور کنیم، اگر با شعارها و رفتارهای تفرقه‌آمیز جامعه را دوقطبی کنیم، اگر خود را انقلابی‌تر از نهادهای مسئول بدانیم، در حقیقت از همان مسیری خارج شده‌ایم که او برای این ملت ترسیم کرده بود. خونخواهی رهبر، با فریادهای هیجانی محقق نمی‌شود؛ با حفظ اقتدار نظام، با اعتماد به سازوکارهای جمهوری اسلامی و با ناکام گذاشتن نقشه دشمن معنا پیدا می‌کند. جمهوری اسلامی حرم است. حرمت حرم را با اختلاف، افراط و خودسری نمی‌توان پاس داشت. آنان که راه رهبر شهید را باور دارند، بیش از همه مراقب‌اند که حتی یک گام در زمین دشمن برندارند و حتی یک جمله بر آتش اختلاف ندمند. امروز، بزرگ‌ترین ادای احترام به رهبر شهید انقلاب، حفظ وحدت ملی است؛ زیرا دشمن از اختلاف ما زنده می‌شود و ایران با همدلی ما استوار می‌ماند. دوازدهم تیر 1405 http://foumani.ir/post/167 https://eitaa.com/foumani https://ble.ir/foomani
شهید سید علی خامنه‌ای ترور، در منطق قدرت‌های سلطه، حذف یک فرد است؛ اما در منطق تاریخ، گاه آغاز حیات یک اندیشه می‌شود. را نمی‌توان تنها در قامت یک رهبر سیاسی تحلیل کرد. دهه‌ها مجاهدت، نظریه‌پردازی، هدایت و مقاومت، از او شخصیتی ساخت که اثرش فراتر از حیات مادی‌اش امتداد می‌یابد. شهادت، پایان این مسیر نیست؛ مرحله‌ای تازه از آن است. ملت‌ها در تشییع رهبران خود فقط عزاداری نمی‌کنند؛ نسبت خود را با آینده بازتعریف می‌کنند. اگر سرمایه اجتماعی یک رهبر، در روزهای حیات او سنجیده می‌شود، سرمایه تاریخی او پس از شهادتش آشکار می‌گردد. از همین‌جاست که خون شهید، به جای آنکه یک جریان را متوقف کند، آن را به نیرویی ماندگار در حافظه تاریخی ملت تبدیل می‌کند. دشمن، با ترور، در پی شکستن اراده ملت‌هاست؛ اما تجربه تاریخ بارها نشان داده است که خون رهبران بزرگ، بیش از آنکه عامل خاموشی باشد، منشأ انسجام، بیداری و بازتولید قدرت اجتماعی است. ترور ، جسم را از میان برمی‌دارد؛ اما روایت را ماندگارتر می‌کند. از این پس، «شهید سید علی خامنه‌ای» نماد فصلی تازه در تاریخ ایران است. مردان بزرگ، در زمان حیات خود تاریخ را می‌سازند؛ اما پس از شهادت، خود به بخشی از تاریخ‌سازی ملت‌ها تبدیل می‌شوند. محمدپور خوش‌سعادت چهاردهم تیر 1405 http://foumani.ir/post/168 https://eitaa.com/foumani https://ble.ir/foomani
مرحله جنگ با ساختار محمدپور خوش‌سعادت وقتی دشمن در جنگ رمضان دید که با وجود شهادت رهبر و فرماندهان و موثرین و زدن زیر ساخت های نظامی و امنیتی ,جمهوری اسلامی دچار فروپاشی نشد و ساختار کشور به کار خود ادامه داد، راهبردش را تغییر داد. وقتی حذف اشخاص نتیجه ندهد، نوبت حمله به ساختارها می‌رسد؛ به نهادها، به اعتماد مردم و به وحدتی که در روزهای سخت جنگ شکل گرفته است. امروز، هدف اصلی جنگ ادراکی خودِ نظام حکمرانی است. برای رسیدن به این هدف، دوگانه‌های کاذب ساخته می‌شود؛ از «رهبری یا نهادها» گرفته تا روایت‌هایی مانند «کودتا»، «اختلاف درون نظام» یا القای این گزاره که «همه مسئولان خائن‌اند». مأموریت این روایت‌ها ، فرسایش اعتماد عمومی و ایجاد شکاف میان مردم و ارکان نظام است. جمهوری اسلامی , حاصل پیوند مردم، رهبری، قانون و نهادهایی است که در چهار دهه گذشته شکل گرفته و ضامن ثبات و اقتدار کشور بوده‌اند. هر ضربه به یکی از این ارکان، در نهایت ضربه به کل ساختار حکمرانی است. آنچه امروز نگران‌کننده است، بازنشر همین روایت‌ها از سوی برخی نیروهای دلسوز است. شاید نیتشان خیر باشد، اما در جنگ شناختی، نیت‌ها تعیین‌کننده نیست؛ نتیجه مهم است. وقتی یک روایت، همان خطی را تقویت می‌کند که لشکر سایبری رژیم صهیونیستی برای ایجاد شکاف در جامعه دنبال می‌کند، باید بیش از گذشته در بیان و تحلیل خود دقت کرد. دفاع از انقلاب فقط دفاع از اشخاص نیست؛ دفاع از ساختاری است که امنیت، ثبات و اقتدار کشور بر آن استوار است. دشمن وقتی از فروپاشی با بمباران ناامید شد، به سراغ فروپاشی با روایت آمد. امروز، مهم‌ترین وظیفه، مراقبت از اعتماد مردم به نهادهای کشور و جلوگیری از افتادن در دام دوگانه‌هایی است که تنها یک برنده دارد؛ دشمن. شانزدهم تیر 1405 http://foumani.ir/post/169 https://eitaa.com/foumani https://ble.ir/foomani
مرزِ انقلابی‌گری و انقلابی‌نمایی محمدپور خوش‌سعادت انقلاب‌ها، بیش از آنکه از دشمنان بیرونی آسیب ببینند، از فرو ریختن مرزهای درونی خود آسیب می‌بینند. یکی از مهم‌ترین این مرزها، مرز میان انقلابی‌گری و انقلابی‌نمایی است؛ مرزی که اگر مخدوش شود، هیجان جای تربیت را می‌گیرد، فریاد جای استدلال را و حذف جای گفت‌وگو را. رهبر شهید سید علی خامنه‌ای؛ سال‌ها پیش این آفت را دیده و درباره آن هشدار داده بود. تأکید می‌کرد که انقلابی‌گری با بی‌انضباطی و قانون‌شکنی نسبتی ندارد؛ هشدار می‌داد که گاهی انسان «از روی اخلاص، اما بدون بصیرت» کاری می‌کند که دشمن از همان رفتار بهره می‌برد. درباره «آتش به اختیار» نیز تصریح کرد که مقصود، بی‌قانونی و فحاشی نیست، بلکه مسئولیت‌پذیریِ عاقلانه و اقدام فرهنگیِ خودجوش است. آن روز که عده‌ای سخنرانی سید حسن خمینی را برهم زدند، شهید سید علی خامنه‌ای با یک جمله، همین مرز را ترسیم کرد: «این‌که انسان نگذارد کسی حرف بزند، کار درستی نیست؛ بنده این را قبول ندارم.» امروز همان مرز، دوباره محل آزمون است. اگر در مراسم تشییع شهید سید علی خامنه‌ای، به جای سکینه و وقار، فحاشی شنیده شود؛ به جای همبستگی، تسویه‌حساب سیاسی؛ و به جای پاسداشت خون شهید، مسئولان کشور آماج شعار و فحاشی قرار گیرند، پرسش اصلی این نیست که این شعارها از کدام طیف برخاسته‌اند؛ پرسش این است که این رفتارها در کدام سوی مرزِ انقلابی‌گری قرار می‌گیرند؟ اما مسئله فقط چند شعار تند نیست؛ مسئله، تبدیل شدن «هویت انقلابی» به «هویت ستیزه‌جو» است. در این وضعیت، فرد خود را معیار انقلاب می‌پندارد، هر مخالفی را حذف می‌کند، هر منتقدی را متهم می‌سازد و هر صدای متفاوتی را برنمی‌تابد. و خود را انقلابی تر از همه نهادهای انقلاب می‌پندارد . مسیری که، فارغ از نیت عاملان، بیش از همه مطلوب دشمن است. خوارج نیز از همین نقطه آغاز شدند؛ نه از کمبود غیرت، بلکه از کمبود تربیت. آنان نیز خود را معیار حق می‌دانستند و هر صدای متفاوتی را بیرون از دایره حق می‌دیدند. وفاداری به شهید سید علی خامنه‌ای، در بلندتر شعار دادن نیست؛ در پاسداری از همان مرزی است که او ترسیم کرد؛ مرزِ انقلابی‌گری و انقلابی‌نمایی. انقلاب امروز بیش از هر زمان، به انسان‌های تربیت‌یافته، قانون‌مدار و بصیر نیاز دارد؛ به عقلانیت، نه غوغا؛ به اخلاق، نه فحاشی. خون شهید سید علی خامنه‌ای، وارثِ هیجان نمی‌خواهد؛ وارثِ بصیرت می‌خواهد. مرزِ انقلابی‌گری و انقلابی‌نمایی را نیز نه شعار، که سیره و سخن قائدشهید ترسیم کرده است. هفدهم تیر ۱۴۰۵ http://foumani.ir/post/170 https://eitaa.com/foumani https://ble.ir/foomani
جامعه نق‌نقو ! محمدپور خوش‌سعادت این روزها کافی است تلفن همراه را برداریم و چند دقیقه در شبکه‌های اجتماعی بگردیم؛ زیر خبر افتتاح یک پروژه، ده‌ها نفر از پروژه‌ای دیگر می‌نویسند که بر زمین مانده است. زیر خبر یک موفقیت، شکست دیگری یادآوری می‌شود و زیر هر تصمیم، انبوهی از داوری‌ها صف می‌کشد. گویی ما بیش از آنکه در جست‌وجوی فهمیدن باشیم، در کمین قضاوت کردن نشسته‌ایم. اما آیا جامعه ایران، واقعاً جامعه‌ای نق‌نقو شده است؟ شاید پاسخ، آن‌قدرها ساده نباشد. آنچه بیش از هر چیز تغییر کرده، نه خلق‌وخوی ایرانیان، بلکه میدان ارتباطات است. گلایه‌هایی که روزگاری در چهاردیواری خانه‌ها، بازارها و محافل خصوصی باقی می‌ماند، امروز به لطف رسانه‌های نوین به عرصه عمومی آمده است. جامعه، بیش از گذشته سخن نمی‌گوید؛ بیشتر شنیده می‌شود. این تفاوت کوچکی نیست. با این حال، دیده شدنِ بیشتر، الزاماً به معنای گفت‌وگوی بهتر نیست. جامعه‌شناسان ایرانی، از زوایای مختلف به این مسئله پرداخته‌اند. زنده‌یاد دکتر هادی قانعی‌راد، از فقر گفت‌وگوی اجتماعی سخن می‌گفت؛ وضعیتی که در آن، صداها فراوان‌اند اما گوش‌ها اندک. دکتر نعمت‌الله فاضلی نشان می‌دهد که رسانه‌های جدید، فقط ابزار انتقال پیام نیستند؛ آن‌ها شیوه زیستن، قضاوت کردن و حتی احساس کردن ما را نیز دگرگون کرده‌اند. دکتر مقصود فراستخواه نیز از انباشت بی‌اعتمادی سخن می‌گوید؛ جایی که هر تصمیم، پیش از آنکه فهمیده شود، متهم می‌شود. از دل این وضعیت، پدیده‌ای آرام‌آرام سر برمی‌آورد که می‌توان آن را «غلبه نق‌زدن بر نقد» نامید. نقد و نق‌زدن، هر دو با زبان آغاز می‌شوند، اما در دو مسیر متفاوت حرکت می‌کنند. نقد، مسئله را روشن می‌کند؛ نق‌زدن، فضا را تیره. نقد، مسئولیت می‌آفریند؛ نق‌زدن، مسئولیت را میان دیگران پخش می‌کند. نقد، به دنبال اصلاح است؛ نق‌زدن، اغلب از افشای خطا رضایت می‌گیرد. نقد، افق می‌سازد؛ نق‌زدن، افق را می‌پوشاند. شاید به همین دلیل است که گاهی در جامعه ما، موفقیت یک مدیر چندان دیده نمی‌شود، اما لغزش او به سرعت به مسئله‌ای عمومی تبدیل می‌شود. خبر خوب، عمر کوتاهی دارد؛ خبر بد، سرمایه گردش در فضای مجازی است. الگوریتم‌ها نیز معمولاً همین منطق را تقویت می‌کنند؛ هیجان را بر تعمق و واکنش را بر تأمل ترجیح می‌دهند. البته این فقط محصول فناوری نیست. بخشی از آن، ریشه در تاریخ سیاسی و فرهنگ اجتماعی ما دارد. جامعه‌ای که در دوره‌هایی طولانی، امکان نقد نهادینه و گفت‌وگوی آزاد را کمتر تجربه کرده است، طبیعی است که با گشوده شدن عرصه عمومی، بخشی از نارضایتی‌های انباشته خود را به زبان گلایه بیان کند. اما اگر این گلایه‌ها به نقد مسئولانه تبدیل نشوند، همان سرمایه‌ای که می‌توانست موتور اصلاح باشد، به نیروی فرسایش اعتماد بدل خواهد شد. در این میان، تفاوتی هم میان منتقد و مدافع باقی نمی‌ماند. گاه حتی دلسوزترین نیروهای اجتماعی نیز ناخواسته در همان زمینی بازی می‌کنند که قواعدش را هیجان نوشته است، نه عقلانیت. آنجا که مچ‌گیری جای مسئله‌شناسی را می‌گیرد، اصلاح نیز جای خود را به نمایش می‌دهد. ادبیات کهن ما سال‌ها پیش این مرز را شناخته بود. حافظ می‌گفت: «عیبِ می جمله بگفتی، هنرش نیز بگو.» این فقط توصیه‌ای اخلاقی نیست؛ قاعده‌ای برای بقای جامعه است. جامعه‌ای که فقط عیب می‌بیند، اندک‌اندک توان دیدن امکان را از دست می‌دهد؛ و جامعه‌ای که امکان را نبیند، توسعه را نیز نخواهد دید. توسعه، پیش از آنکه در کارخانه‌ها، بودجه‌ها یا برنامه‌های پنج‌ساله متولد شود، در زبان یک جامعه شکل می‌گیرد. جامعه‌ای که نقد را جانشین نق‌زدن کند، سرمایه اجتماعی می‌اندوزد؛ اما جامعه‌ای که به نق‌زدن خو بگیرد، حتی اگر بر حقیقتی انگشت بگذارد، در نهایت تصویر خود را نیز تیره‌تر می‌کند. شاید پرسش اصلی امروز این نباشد که چرا این همه گلایه وجود دارد؛ پرسش مهم‌تر آن است که چگونه می‌توان گلایه را به گفت‌وگو، گفت‌وگو را به نقد، و نقد را به اصلاح تبدیل کرد. فاصله توسعه‌نیافتگی تا توسعه، گاه نه در اقتصاد، که در همین تغییر ظریفِ زبان و فرهنگ نهفته است. نوزدهم تیر ۱۴۰۵ http://foumani.ir/post/171 https://eitaa.com/foumani https://ble.ir/foomani
جامعه در آینه جنگ محمدپور خوش‌سعادت در روزهای عادی، همه زیر یک عنوان زندگی می‌کنیم؛ «مردم». اما با نخستین آژیر خطر، این عنوان کلی فرو می‌ریزد و جامعه، خود را با همه تفاوت‌هایش آشکار می‌کند. آنچه پیش چشم ما قرار می‌گیرد، نه یک جمعیت همگن، بلکه جامعه‌ای است با حافظه‌های تاریخی، امیدهای متفاوت، ترس‌های گوناگون و شیوه‌های متکثر مواجهه با بحران. بحران، جامعه را نمی‌سازد؛ جامعه را آشکار می‌کند و به سخن می آورد . این گزاره، یکی از مهم‌ترین آموزه‌های جامعه‌شناسی کلاسیک و معاصر است. امیل دورکیم نشان داد که بحران‌ها و مناسک جمعی، ظرفیت بازتولید همبستگی اجتماعی را دارند. ماکس وبر توضیح داد که در بزنگاه‌های تاریخی، اقتدار و هویت اجتماعی بازتعریف می‌شوند. رندال کالینز از «انرژی عاطفی» حاصل از آیین‌های جمعی سخن گفت و چارلز تیلی، جنگ را میدان بازآرایی کنش‌های اجتماعی دانست. در ایران نیز غلامعباس توسلی، عماد افروغ و تقی آزاد ارمکی، هر یک به شیوه‌ای یادآور شده‌اند که جامعه ایران را نمی‌توان با دوگانه‌های ساده فهمید؛ این جامعه، متکثر است و همین تکثر، واقعیت آن است. از همین منظر، جنگ رمضان بیش از آنکه صرفاً یک نبرد نظامی باشد، فرصتی برای شناخت جامعه ایران بود. شهادت رهبر انقلاب، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، و حضور گسترده مردم در آیین تشییع، برای جامعه‌شناس پیش از آنکه یک رویداد سیاسی باشد، یک «واقعه اجتماعی» است؛ لحظه‌ای که جامعه دوباره خود را روایت می‌کند و نسبت افراد با «ما»ی جمعی بازتعریف می‌شود. در چنین لحظاتی، بخشی از جامعه احساس می‌کند تاریخ، او را به میدان فراخوانده است. این بخش را می‌توان «جامعه مبعوث» نامید؛ جامعه‌ای که از تماشاگر بودن عبور می‌کند و به کنشگر تبدیل می‌شود. حضور در میدان، امدادرسانی، مشارکت در آیین‌های جمعی، دفاع رسانه‌ای و پذیرش مسئولیت اجتماعی، جلوه‌های این بعثت اجتماعی‌اند. اما جامعه ایران، تنها جامعه مبعوث نیست. در همان روزها، گروهی را دیدیم که با وجود نقدهای جدی به سیاست‌های رسمی، میان «ایران» و «اختلافات سیاسی» تمایز قائل شدند. آنان حفظ سرزمین و امنیت ملی را بر هر رقابت سیاسی مقدم دانستند. گروهی دیگر، جنگ را نه در میدان نبرد، بلکه در پشت ویترین مغازه، پشت فرمان تاکسی یا کنار سفره خانواده تجربه کردند. مسئله اصلی آنان، امنیت، آینده فرزندان و معیشت بود. جامعه‌شناسی این وضعیت را بی‌تفاوتی نمی‌نامد؛ این، «کنش بقا» است؛ تلاشی برای حفظ زندگی در دل بحران. در سوی دیگر نیز کسانی بودند که بحران را فرصتی برای دگرگونی سیاسی تلقی کردند و حتی امید خود را به نیروی بیرونی گره زدند. جامعه‌شناسی، پیش از آنکه این کنش را محکوم یا تأیید کند، می‌پرسد این رفتار از کدام تجربه تاریخی، کدام احساس محرومیت و کدام سطح از اعتماد یا بی‌اعتمادی اجتماعی سرچشمه گرفته است. جامعه‌شناس، بیش از آنکه به قضاوت علاقه‌مند باشد، به فهم علاقه دارد. در اینجا، حافظه تاریخی ایرانیان وارد میدان می‌شود. جامعه‌ها فقط با امروز زندگی نمی‌کنند؛ با خاطره‌های تاریخی نیز می‌اندیشند. از حمله اسکندر و تاخت‌وتاز مغول تا اشغال ایران به دست محمود افغان و تجربه جنگ‌های معاصر، یک دغدغه در حافظه تاریخی ایرانیان تکرار شده است؛ «حفظ ایران». به همین دلیل، در بزنگاه‌های تاریخی، اشخاص از مرز فردیت عبور می‌کنند و به نماد تبدیل می‌شوند. برای بخشی از جامعه، دونالد ترامپ صرفاً رئیس‌جمهور آمریکا نبود؛ نماد تهدیدی بود که موجودیت خانه مشترک ایرانیان را هدف گرفته است. فارغ از درستی یا نادرستی این برداشت، خود این ادراک، یک واقعیت جامعه‌شناختی است؛ زیرا انسان‌ها براساس معنایی که به پدیده‌ها می‌دهند کنش می‌کنند، نه صرفاً براساس واقعیت عینی آنها. شاید به همین دلیل بود که حتی بسیاری از منتقدان نیز در لحظه بحران، میان «خانه» و «اختلافات درون خانه» تفکیک قائل شدند؛ زیرا اگر خانه‌ای باقی نماند، دیگر مجالی برای اصلاح، رقابت و نقد نیز نخواهد ماند. فردوسی، قرن‌ها پیش این منطق را در شاهنامه روایت کرده است. پهلوان ایرانی، پیش از آنکه جنگاور باشد، نگهبان ایران است. رستم، گیو، گودرز و توس، برای افتخار شخصی نمی‌جنگند؛ برای بقای ایران می‌جنگند. حتی سوگ سیاوش نیز صرفاً اندوه یک شاهزاده نیست؛ اندوه زخمی است که بر پیکر ایران نشسته و همین رنج مشترک، اراده‌ای تازه برای دفاع از میهن می‌آفریند. گویی فردوسی، قرن‌ها پیش از دورکیم، با زبان حماسه همان حقیقتی را روایت کرده بود که جامعه‌شناسی بعدها با زبان علم بیان کرد؛ رنج مشترک، اگر به تجربه‌ای جمعی تبدیل شود، همبستگی اجتماعی می‌آفریند. اما مهم‌ترین درس جنگ، شاید در میدان نبرد نبود؛ در نسبت میان جامعه و حکمرانی بود. اگر جنگ، آینه جامعه است، حکمرانی نیز باید هنر نگاه کردن در این آینه را داشته باشد. نه فقط به آن بخشی از تصویر که مطلوب است، بلکه به
تمام آنچه دیده می‌شود. جامعه مبعوث، سرمایه‌ای بزرگ برای کشور است و باید تقویت شود؛ اما سرمایه اجتماعی، فقط از یک گروه تشکیل نشده است. کنش بقا، هشداری درباره دغدغه‌های اقتصادی، امنیتی و معیشتی مردم است و باید شنیده شود. گرایش به دگرگونی سیاسی نیز، پیش از آنکه موضوعی امنیتی باشد، مسئله‌ای اجتماعی است که ریشه در کیفیت اعتماد عمومی، احساس عدالت، مشارکت و امید به آینده دارد. نادیده گرفتن هیچ‌یک از این لایه‌ها، به انسجام ملی کمک نمی‌کند. جامعه، زمانی به بزرگ‌ترین پشتوانه امنیت ملی تبدیل می‌شود که همه احساس کنند دیده می‌شوند، شنیده می‌شوند و سهمی در آینده کشور دارند. از این منظر، امنیت ملی فقط محصول قدرت نظامی نیست؛ محصول کیفیت رابطه دولت و جامعه نیز هست. هرچه اعتماد عمومی، احساس عدالت، کارآمدی نهادها و مشارکت اجتماعی بیشتر باشد، تاب‌آوری ملی نیز افزایش می‌یابد. جنگ‌ها ممکن است در مرزها آغاز شوند، اما سرنوشت آنها در درون جامعه تعیین می‌شود. شاید مهم‌ترین رسالت جامعه‌شناسی نیز همین باشد؛ پیش از آنکه درباره مردم داوری کند، به فهم آنان کمک کند و پیش از آنکه برای حکمرانان نسخه بپیچد، آینه‌ای در برابر آنان بگذارد. جامعه را نمی‌توان با حذف تفاوت‌ها اداره کرد؛ باید آن را با همه صداهایش فهمید. هنر حکمرانی، ساختن جامعه مطلوب نیست؛ دیدن جامعه واقعی و تبدیل همین واقعیت متکثر به سرمایه‌ای برای همبستگی ملی است. در نهایت، بزرگ‌ترین درس جنگ این نیست که کدام موشک دورتر رفت یا کدام سامانه دقیق‌تر عمل کرد. بزرگ‌ترین درس آن است که هیچ کشوری، بدون جامعه‌ای برخوردار از اعتماد، احساس تعلق و سرمایه اجتماعی، امنیتی پایدار نخواهد داشت. بیستم تیرماه ۱۴۰۵ http://foumani.ir/post/172 https://eitaa.com/foumani https://ble.ir/foomani