یعنی خب چرا نمیتونم همهی کتابها رو بخونم،همهی فیلمها رو ببینم،همهی ورزشها رو انجام بدم،همهی دستورپختها رو امتحان کنم،همهی موسیقی رو بشنوم،همهی سازهارو بنوازم،همهی گلها رو بو کنم،به همهی کشورها سفر کنم،همهی شغلهارو انجام بدم،همهی مهارتها رو یاد بگیرم،همهی آدمهارو بشناسم و همهی حیوانات رو ببینم و برای زندگیم زمان کم نیارم؟
روز چهل و چهارم. ۱۴۰۵/۲/۱۲
فکر میکنی سرنوشت چیزیه که از قبل ساخته شده یا چیزیه که ما با جوری که زندگی میکنیم ساخته میشه؟
زندگی ما هیچوقت از قبل تعیین شده و مشخص نبوده،یعنی فکر نمیکنم سرنوشتی وجود داشته باشه که نوشته شده باشه و خط به خط زندگی ما از روی اون و وابسته به چیزی که اونجا وجود داره پیش بره.
تمام چیزهایی که توی زندگیمون بدستآوردیم،افرادی که باهاشون ارتباط داریم و حتی شکست هایی که تجربه کردیم نتیجه افکار،احساسات،باورها و انرژیهاییِ بوده که مدتها قبل برای خودمون به کائنات فرستادیم.
آینده ما چیزیِ که با افکار الانمون درحال ساختنش هستیم،هرباری که فکری راجب آینده و حتی تصمیمهای کوچیک زندگیمون میکنیم،یه مسیری برای ما ساخته میشه که در نهایت میلیونها راه وجود داره که ما انتخاب میکنیم از کدومشون و به چه صورتی به مقصدی که میخوایم برسیم،میتونستیم هزاران تا انتخاب دیگه کرده باشیم و در موقعیتهای مختلف دیگهای میبودیم که هیچ شباهتی به چیزی که الان هست نداشته باشه.
هیچ محدودیتی برای آیندهای که قراره داشته باشیم وجود نداره،همهچیز توسط خودمون ساخته میشه.
درواقع هراتفاقی که روزی برامون توی زندگی افتاده رو خودمون انتخاب کردیم که جذبش کنیم و آثارش رو ببینیم.