هدایت شده از فروشگاه پویان
رضایت از کپسول کلاژن 😍
کلاژن دوست داشتنی و مهربون ما
نتیجه کپسول کلاژن در کمک به رفع ریزش مو
الحمدلله 🤲
کانال محصولات پویان👇
https://eitaa.com/joinchat/2984510454C35feff5b4a
@Ali11400new
سابلیمینال بهبود بینایی.mp3
زمان:
حجم:
8M
سابلیمینال کمک به بهبود بینایی
ساب محبوب
لیستهای دسترسی سریع در تلگرام سازنده
https://t.me/sab_mahboub/101
نتیجه خانم ۴۵ ساله👇
https://eitaa.com/freesubliminal/15512
سابلیمینال بهبود بینایی.mp3
زمان:
حجم:
31.9M
سابلیمینال بهبود بینایی
سابلیمینال کمک به بهبود بینایی
ساب محبوب
لیستهای دسترسی سریع در تلگرام سازنده
https://t.me/sab_mahboub/101
مدتش رو زیاد کردیم که اگه فردی نمیتونه تکرار بزنه ، با یکبار شنیدن نیم ساعت گوش بده
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی وقت ها با یک اشتباه 19 نمیشی ، صفر میشی 😱😐🤧😔
بازم خدا رو شکر که خودش و بقیه آسیب جانی ندیدند .
سابلیمینال جذب عشق.mp3
زمان:
حجم:
7.4M
سابلیمینال جذب عشق
خودت ، خودت و عشقت رو چشم نزن . همش نتایج و موفقیت ها و اهدافت رو به مردم نگو و نشون نده. مراقب تصاویر و ویس ها و متن ها و ایموجی هایی که در فضای مجازی قرار میدی باش.
دو کارتن کلاژن رسید ۲۹۴ عدد فعلا ذخیره اضطراری کپسول کلاژن شارژ شد 😍
اومد پیش امام صادق علیه السلام گفت فقیرم؛
امام فرمود که تو فقیر نیستی..
گفت باور کنید هستم، دستم خالیه.
امام فرمود، ببینم اگه به تو صد ها هزار دینار
بدم و بگم برو به همه بگو از ما اهلبیت
متنفری، این کارو انجام میدی یا نه؟!
گفت به خدا قسم که نه! من دوستتون دارم..
امام فرمود پس چرا میگی هیچی نداری و فقیری
در حالی که عشقِ به ما، دارایی توئه..
-حواسمون هست ما شیعه ها این
سرمایهِ بزرگ رو داریم و قدر نمیدونیم؟!
روزی بهلول در حالی که داشت از کوچه ای می گذشت شنید که استادی به شاگردانش می گوید :
من امام صادق (ع) را قبول دارم اما در سه مورد با او کاملا مخالفم !
یک اینکه می گوید :
خداوند دیده نمی شود
پس اگر دیده نمی شود وجود هم ندارد
دوم می گوید :
خدا شیطان را در آتش جهنم می سوزاند
در حالی که شیطان خود از جنس آتش است و آتش تاثیری در او ندارد
سوم هم می گوید :
انسان کارهایش را از روی اختیار انجام می دهد
در حالی که چنین نیست و از روی اجبار انجام می دهد
بهلول تا این سخنان را از استاد شنید فورا کلوخ بزرگی به دست گرفت و به طرف او پرتاب کرد
اتفاقا کلوخ به وسط پیشانی استاد خورد و آنرا شکافت !
استاد و شاگردان در پی او افتادند و او را به نزد خلیفه آوردند
خلیفه گفت : ماجرا چیست؟
استاد گفت : داشتم به دانش آموزان درس می دادم که بهلول با کلوخ به سرم زد و آنرا شکست !
بهلول پرسید : آیا تو درد را می بینی؟
گفت : نه
بهلول گفت : پس دردی وجود ندارد
ثانیا مگر تو از جنس خاک نیستی و این کلوخ هم از جنس خاک پس در تو تاثیری ندارد
ثالثا : مگر نمی گویی انسانها از خود اختیار ندارند ؟
پس من مجبور بودم و سزاوار مجازات نیستم
استاد دلایل بهلول دیوانه را شنید و خجل شد و از جای برخاست و رفت !!!