هدایت شده از شهاب پارسا
این اسکرین رو ذخیره کنید تا یادتون بمونه به هرکسی که فارسی حرف میزنه نگید ایرانی.
آبنباتهلدار...
_تعریف شیرینیش و خیلی شنیده بودم، اینکه به درد روزهای تلخ و چای کور میخوره!☕️
بعد از خوندن "غریزهی وصلی" و آشنایی با خونه ی محسن اینا، تصمیم گرفتم به ورق زدن آبنباتهلدار.
درست مثل تموم تعریف هایی که ازش شده، شیرینه و بوی هل از بین ورق ها مشام تو پر میکنه.
اونقدر تو روزهای سخت و پرفشار زندگی چسبید که دلم نمیومد زود بخونمش.
اما بالاخره تموم شد و حالا دلم شیرینی آبنبات های دیگه رو میخواد، شاید اینبار دارچینی:)
امیدوارم روزی محسن، از پس شهرها به دریا برسه🌊اون روز از ته دل شاد خواهم شد...
بدون خطر دیابت😁
همپای عشقِ خالص به دیگری، عشقِ به میهن، به مردم، و به اندیشه، یک ضرورت است.
📗از کتاب یک عاشقانهی آرام
هیچ ملّتی، زیر فشار، به عظمت نمیرسد؛ هیچ انسانی، زیر فشار، اوج نمیگیرد.🦋
📗از کتاب یک عاشقانهی آرام
این داستان:
نُت پنج بتهووِن...🎻
سید میگفت ما خیلی عقبیم، ما هیچی نمیدونم و آنطور که شایسته ی اوست، او را نشناختیم...
تایید کردم، اما هنوز نمیدونستم واقعا چیزی هم برای دونستن وجود داره یا نه؟!...
سید ادامه داد:
_حاج محمود کریمی تعریف میکرد یک روز محضر آقا بودن و مداحی میکنن، مجلس که تمام میشه موقع ناهار که همه نشسته بودن، آقا ایشون و صدا میکنه و میگه:
_آقای کریمی، میدونید در اثرتون، از غرب الهام گرفته شده؟
حاج محمود جا میخوره، میگه: نه آقا چطور مگه؟
آقا چیزی نمیگن.
حاج محمود هم میره تو فکر، که آخه یعنی چی؟ کجا از غرب الهام گرفتم؟ من که مداحی خوندم....
موقع خداحافظی که میرسه، حاج محمود جلو میره تا خداحافظی کنه، آقا زیر گوششون میگن: ملودی مداحی شما، نت پنج بتهوون است.
حاج محمود تعجب میکنه، وقتی میاد بیرون سریع تلفن و برمیداره و با آهنگ ساز مداحی هاش، تماس میگیره و میگه: آقای فلانی، ملودی فلان مداحی، نت پنج بتهوونه؟
آقای آهنگ ساز میگه که:
بله، درسته، شما بتهوون و از کجا میشناسی، چطور متوجه شدی؟!...
...
#رهبر_شهید
شما تنها فردی هستید که برای دیدن و شناختنتان، یک عینک کافی نیست!
نه فقط یک رهبر، که گاهی یک موسیقیدان، هنرمند، مشاور خانواده و تربیت، فعال حوزه ی زن، سیاستمدار، فقیه و مجتهد، شاعر و نویسنده و پژوهشگر و هزاران عنوان و القاب دیگر ... هر کدام میتواند پشت نام شما جای بگیرد و باز هم حق مطلب ادا نشود...
چقدر شما ناشناخته ایید در میان اهل زمین.
.
همین که نامِ تو خواندم به گوشِ آب دو بار
میان حوضچه فواره زد شراب دو بار
گریستیم و پس از گریه، گریه در راه است
چنان گُلی که بگیرند از او گلاب دو بار
پس از خدا به علی میرسد عبایِ اَحَد
یکیپرست شدم با ابوتراب دو بار
تلافیِ غم دنیا وصال روی علی است
نمیدهد به غریبان، خدا عذاب دو بار
کدام جبر طبیعت؟ اگر تو امر کنی
طلوع میکند از مشرق آفتاب دو بار
بگیر تیغ دو دم را به سوی من به عتاب
مرا شهیدِ خودت کن به یک خطاب دو بار
یکی به اسم محبت، یکی به رسم جنون
به دور گردنم انداختی طناب دو بار
به جز منی که گرفتم ضریح را به دو دست
کدام دست دعا گشته مستجاب دو بار؟
مرا دو چشم تو هر یک جدا جدا کشتند
بهای عشق تو را کردهام حساب دو بار
#سعید_مبشر
@saeid_mobasher_71
برآمده از دل...
. همین که نامِ تو خواندم به گوشِ آب دو بار میان حوضچه فواره زد شراب دو بار گریستیم و پس از گریه، گر
آقای مبشر به لیست شاعران مورد علاقه، افزوده شد:)✨