eitaa logo
برآمده از دل...
82 دنبال‌کننده
588 عکس
152 ویدیو
10 فایل
.سینه تنگ کور دلان کجا و آسمان بی کران کجا... برآمده‌ از دل🕊 •فورواردی با منبع باشه بهتره:)✔
مشاهده در ایتا
دانلود
دقت کردید وقتی محبت در وجود آدما لبریز میشه، دیگه برای چشم و ابرو و غیره‌‌ی محبوبشون نمی‌نویسن؟! یک سطح میاد بالاتر مثلا میگه خوش به حال اون زمینی که روش راه میری. چه خوشبخته اون تاکسی‌ای که تو سوارش میشی. خوش به حال اونی که کنار توئه و ازین حرفا...؟
شان نزول سوره چیه؟! اون زمان، گروهی از اشرار جمع میشن تا به شهر مدینه، هجوم بیارن⚔...
پیامبر گروه اول از جنگجو‌ها رو به فرماندهی یه‌نفر می‌فرسته و دست خالی بر می‌گردن... گروه دوم رو می‌فرسته باز هم دست خالی بر میگردن...
سومین دفعه میفرمان که علی جان خودت باید کار رو تمام کنی :))) این‌بار سپاه به فرماندهی امیرالمؤمنین با تاکتیک نظامی خاصی حرکت میکنه🔅
صبحی که جنگ میشه، آقا امیرالمؤمنین شکستشون میدن و سپاه اسلام پیروز میشه.
همون موقع، پیامبر در مدینه بودن که جبرئیل نازل میشه که والعادیات ضبحا.... و اینطوری خبر فتح و پیروزی آقا امیرالمؤمنین قبل برگشتن سپاه، به مدینه میرسه.🌊 در سوره عادیات ، عجیب انگار خدا عشق بازی میکنه با علی... :)! وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً فَالْمُغیراتِ صُبْحاً فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً قسم به اسب های سپاهِ علی :) قسم به نفس نفس زدن ِاسب سپاهِ علی :) قسم به گرد و غباری که پخش میشه تو هوا موقع دویدن اسبِ علی :) ‌
ادامه ماجرا تو متن روایت اینه: « رسول اكرم (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) از طريق وحى الهى از پيروزى آگاهى یافتند و با شادمانى بی اندازه‌ای به استقبال حضرت امیرالمومنین(علیه السّلام) شتافتند، حضرت امیرالمومنین(علیه السّلام) با ديدن رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) از مركب پياده شدند و آن حضرت را در آغوش كشيدند. در آن هنگام پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: اگر خائف نبودم كه گروهى از پيروانم آنچه را كه مسيحيان، درباره عيسى بن مريم گفتند [ و او را فرزند خدا میپنداشتند]، بگويند هر آينه سخنى درباره تو مى‌ گفتم كه هر گاه به فردى يا جماعتى بگذرى، خاك قدمت را به عنوان تبرك بردارند و بر ديده بمالند. هم اكنون بر مركب سوار شو، با اين افتخار كه خدا و رسولش از تو راضى و خوشنود هستند.»
امیرحسین ساجدی1_23981040996.mp3
زمان: حجم: 3.5M
شنیدن این یک دقیقه‌ی آسمونی، حالا بعد از شنیدن شأن نزولِ بی‌نظیرش، به دل من که خیلی میچسبه؛ مطمئنم به دل تو هم! 🍇
_💚
پیش به سوی عبادت بسیار...🦦🛌😴
به قول آقای تقدیری: من فکر میکردم همه این وسوسه ها کار شیطونه، نگو کار خودمونه....😶 بد شد که... منِ مون از شیطان هم ترسناک تره...
برآمده از دل...
اومد پیشم گفت: آجی، پرچم درست کردم برام روش مینویسی الله.. گفتم آجی این که پرچم ایران نیست، پرچم ایر
حالا دیگه محمد جواد، خودش میتونه هرچی که خواست و بنویسه:) و از بزرگترین و وحشتناک ترین چالش های من، سر و کله زدن با این پسر شیطونِ کلاس اولیه.. مخصوصا اگه مامانم نباشه و بنا باشه من باهاش درس کار کنم یا املاء بگم... قشنگ ی دور کامل روانی میشم... کظمِ چه غیضی!؟ چه صبری؟ چه کنترل خشم و نفسی!-|