لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران( حلقه ثانیه)
مبحث: فایده علم اصول
استاد: خانم دکترسعیدی
تدریس حضوری ترم دوم ۱۴۰۳
🌸تقریرات صوتهای بالا☝️🌸
🔻تعریف علم اصول
اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها
(وجوب جواب سلام از دو قاعده ظهور فعل امر در وجوب و حجیه ظهور استفاده می شود)
🔶تعریف دیگران:
👇تعریف اول
علم به قواعدی که آماده شده برای استنباط حکم شرعی
👌 اشکال به تعریف اول
پس سابق بر علم اصول این قواعد در جایی آماده سازی شدند . در حالی که ما می خواهیم علم اصول یک ضابطه به ما بدهد که این قاعده اصولی است و آن دیگری نیست
👇تعریف دوم:
علم به عناصری که در طریق استنباط حکم شرعی قرار گرفته اند
👌 اشکال به تعریف دوم
اکر این تعریف علم اصول باشد آنگاه قواعدی هم که اصولی نیست داخل علم اصول می شود مثل ظهور کلمه صعید در معنای تراب( خاک) در فتیمموا صعیدا
👇تعریف شهید صدر:
علم به عناصر مشترکه در استنباط
در این صورت، دو اشکال بالا به این تعریف وارد نیست. اینطور نیست این عناصر در جای دیگری آماده شده باشند. تازه در اصول می خواهیم از آنها صحبت کنیم . پس عناصر خاصه مثل ظهور کلمه صعید در تراب ،خارج می شود چون فقط در جایی که مربوط به حکم مربوط به آن مساله هست استفاده می شود .
🔻موضوع علم اصول
موضوع هر علمی جامع بین موضوعات مسائل آن علم است. مثل علم نحو که موضوعش کلمه است . کلمه در واقع جامع و قدر مشترک بین موضوعات مسائل علم نحو است.
🔻موضوع علم اصول:
👇یک نظز: ادله اربعه ( کتاب، سنت، عقل، اجماع)
👌 اشکال به این نظر:
مسائلی در علم اصول مطرح میشه که از هیچ کدام ادله اربعه نیست .
مثال:
#ملازمات عقلی: حکم به وجوب چیزی مستلزم حرمت ضدش هست یانه ؟ در اینجا موضوع حکم است و حکم هیچ یک از آن چهار تا نیست
#حجیت امارات( خبرواحد): ،موضوعش خبر واحد است و خبر واحد سنت نیست چون سنت یعنی قول و فعل و تقریر امام اما خبر واحد ، حاکی از قول و فعل و تقریر امام می باشد
👇نظر شهید صدر: ادله مشترکه ( عناصر مشترکه) موضوع علم اصول است نه ادله محصور در آن چهار تا
و در علم اصول از دلیلیت و عدم دلیلیت ادله( حجیت و عدم حجیت انها) بحث می کنیم.
در این صورت مشکلات بالا پیش نمی آید
در ملازمات عقلی مثلا بحث می شود آیا حکم به وجوب چیزی می تواند دلیل بر حرمت ضدش باشد
یا در اخبار واحد بحث از حجیت و عدم حجیت دلیل واحد است
🔻فایده علم اصول
فقیه برای استنباط حکم شرعی با دو دسته عناصر سر و کار دارد : عناصر خاصه و مشترکه
عناصر خاصه که مربوط به همان مساله خاصند و جای بحث از آنها در علم فقه است.
و عناصر مشترکه که در علم اصول بررسی می شود . در واقع فقیه هنگام بررسی ادله در ابواب مختلف ( باب صلاه، صوم، طهاره،...) موارد مشترکی را می یابد که باید بررسی شود مثل اینکه در ادله فعل امر هست و باید بررسی کند فعل امر آیا ظهور در وجوب دارد یا خیر، _یا ظهور کلام اصلا خودش حجت است یا نه )
این موارد اینگونه ای در علم اصول یکبار برای همیشه بررسی می شود و حل می شود و فقیه از آنها برای استخراج احکام استفاده می کند
پس هر چه علم فقه توسعه پیدا کند ، علم اصول هم توسعه پیدا می کند چون با توسعه علم فقه موارد و عناصر مشترکه ای که حین بررسی ادله در علم فقه با آن سرو کار داریم بیشتر می شود که باید در علم اصول بررسی شود پس علم اصول توسعه پیدا می کند.
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران( حلقه ثانیه)
مبحث: حکم شرعی و تقسیم آن
استاد: خانم دکتر سعیدی
تدریس حضوری ترم دوم ۱۴۰۳
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران( حلقه ثانیه)
مبحث: مبادی حکم
استاد: خانم دکتر سعیدی
تدریس حضوری ترم دوم ۱۴۰۳
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران( حلقه ثانیه)
مبحث: ادامه مبادی حکم
استاد: خانم دکتر سعیدی
تدریس حضوری ترم دوم ۱۴۰۳
تقریرات صوتهای بالا☝️
🔻حکم شرعی: تشریعی که از سوی خداوند متعال برای تنظیم حیات بشر وضع شده است.
🔻حکم شرعی به دو صورت می تواند باشد:
👇۱. حکم تکلیفی
( که همان احکام خمسه هستند: وجوب، حرمت، استحباب و کراهت، اباحه)
👇۲. حکم وضعی
که متعدد هستند مثل جزئیت، شرطیت
( که برخی گفته اند حکم وضعی از حکم تکلیفی انتزاع می شود و چیزی غیر این نیست. مثل جزییت برای نماز که از حکم تکلیفی وجوب نماز ، انتزاع می شود . به این صورت که از آنجا که نماز که دارای قسمتهای مختلف هست( یعنی مرکب است و از اجزا تشکیل شده است)، واجب می باشد لذا ان اجزای مختلف از جمله سوره، رکوع، سجده و ... جز نماز هستند پس حکم به جزییت سوره از حکم تکلیفی وجوب نماز انتزاع شد.
🔶 اما به نظر شهید این تعریف از حکم وضعی صحیح نیست چون احکام وضعی متعددی داریم که نه تنها از حکم تکلیفی انتزاع نشده اند بلکه خودشان به عنوان موضوع حکم تکلیفی قرار می گیرند مثل اینکه وقتی دو نفر عقد نکاح می بندند حکم به زوجیت آن دو نفر می شود و زوجیت حکم وضعی است که در موضوع حکم وجوب نفقه زن بر مرد قرار می گیرد به عبارت دیگر موضوع حکم تکلیفی وجوب نفقه ، حکم وضعی زوجیت است. نه اینکه زوجیت از حکم تکلیفی انتزاع شده باشد.
🔻برای حکم شرعی سه مرحله می توان لحاظ،کرد:
🌟۱ . مرحله ثبوت حکم ( ملاک ، اراده، اعتبار)
🌟۲. مرحله اثبات حکم ( ابراز حکم با خطاب شرعی )
🌟۳. مرحله اتیان حکم ( امتثال حکم شرعی از باب حکم عقل به ادا کردن حق مولویت مولا)
توضیح
🌟۱. مرحله ثبوت حکم
✅ملاک/
وقتی مولا می خواهد حکمی را بر بنده قرار دهد اول ملاک آن حکم را بررسی می کند یعنی بررسی مصلحت و مفسده آن حکم
✅اراده/
و سپس به تناسب مصلحت و مفسده ای که آن حکم می تواند داشته باشد اراده آن را می کند یعنی متناسب با میزان مصلحت و مفسده نسبت به آن شوق یا بغض پیدا می کند .
✅اعتبار/
و نهایتا آن را اعتبار می کند یعنی قالب ریزی می کند .
اعتبار در واقع آن مرکز شغل الذمه مکلف را اشاره دارد. به عبارت دیگر آن چیزی که ذمه مکلف به آن مقدار مشغول است و باید در مرحله اتیان، امتثال کند را نشان می دهد. اعتبار عنصر ضروری برای حکم نیست . چون مولا می تواند مستقیم از اراده به مرحله اثبات و ابراز حکم برود. و بگوید ارید منک کذا( از تو فلان چیز را می خواهم)
👇چند نکته در مورد مرحله ثبوت
# ملاک و اراده ، مبادی و مقدمه حکم و در واقع روح حکم هستند و
👈 احکام تکلیفی به تناسب ملاک و اراده به ۵ قسم تقسیم می شوند.:👇
مبادی حکم وجوب : ملاک ملزمه و الزام آوری که ترخیص در ترک ان نیست ( مصلحت شدیده) و به تناسب آن ملاک، اراده شدید مولا ( شوق شدیده ) است.
مبادی حکم حرمت؛ ملاک ملزمه که ترخیص در فعل ان نیست( مفسده شدیده) و به تناسب اراده شدیده (بغض شدید) می آید.
مبادی حکم استحباب؛ ملاک غیر ملزمه که ترخیص و اجازه در ترک آن هست.( مصلحت غیر شدید) و به دنبال آن اراده غیر ملزمه ( شوق غیر شدید) می آید.
🌟۲. مرحله اثبات حکم
در این مرحله مولا ، به ابراز حکم خود با خطابات شرعی می پردازد این مرحله یا تعلق دارد و وابسته است به اعتباری که ناشی از اراده است مثل اینکه می فرماید للله علی الناس حج البیت( این خطاب شرعی به اعتبار تعلق گرفته ، اعتباری که خودش ناشی از اراده است ) یا تعلق دارد مستقیما به اراده مثل اینکه مولا بفرماید ارید منک کذا: فلان چیز را از تو اراده کردم ( اینجا این ابراز حکم و این خطاب شرعی مستقیما به اراده تعلق گرفته)
🌟۳. مرحله اتیان حکم
بعد اینکه خدواند حکم را تنظیم کرد و برای مکلف ابراز کرد حالا نوبت مکلف است که دستور خداوند را اتیان و اطاعت کند. چون عقل مکلف حکم می کند که باید حق مولویت مولا را با امتثال و اطاعت از دستوراتش به جا آورد.
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران( حلقه ثانیه)
مبحث: تضاد بین احکام تکلیفی/ احکام واقعی و ظاهری
استاد: خانم دکتر سعیدی
تدریس حضوری ترم دوم ۱۴۰۳
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران( حلقه ثانیه)
مبحث: امارات و اصول
استاد: خانم دکتر سعیدی
تدریس حضوری ترم دوم ۱۴۰۳
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران( حلقه ثانیه)
مبحث: منهجه البحوث الاصول
استاد: خانم دکتر سعیدی
تدریس حضوری ترم دوم ۱۴۰۳
ادله محرزه ( امارات) احراز کننده حکم واقعی ولو به صورت ظنی هستند و ادله غیر محرزه( اصول عملیه) یا اصلا به واقع نظر ندارند( اصل عملی غیر تنزیلی) یا کمی نظر به واقع دارند که البته در هر حال ملاک حجیت انها نظر انها به واقع نیست بلکه تعیین وظیفه عملی مکلف می باشد.
🔻اجتماع حکم واقعی و حکم ظاهری
میشه حکم واقعی و حکم ظاهری در واقعه واحد جمع شوند و تنافی و تضادی بین آنها نیست چون جای سخن از حکم ظاهری زمانی است که حکم واقعی را نمی دانیم.
مثلا حکم واقعی دعا کردن هنگام دیدن هلال ماه رمضان وجوب دعا کردن باشد اما ما اینو ندانیم و اماره ای( خبر واحد ثقه ای) داشته باشیم که بگوید این دعا مباح است. چون حکم واقعی را نمی دانیم به حکم ظاهری اباحه عمل می کنیم مشکلی هم نیست و تضادی در کار نیست . اما دو تا حکم واقعی نمی توانند با هم جمع شوند به خاطر تنافی در مبادی انها
🔻قضیه حقیقیه و خارجیه
احکام گاهی به نحو قضایای خارجیه جعل می شوند و گاهی به نحو قضایای حقیقیه.
موضوع در قضایای خارجیه همین افراد موجود در خارج هستند . مثلا امام بفرماید این چند عالمی که اینجا در این اتاق هستند را اکرام و احترام کنید خب این حکم وجوب اکرام شامل همین چند عالم است نه بیشتر
اما اگر حکمی به نحو قضیه حقیقیه باشد موضوع آن مفروض الوجود است و هر جا موضوع ایجاد شود آن حکم به دنبالش می آید مثلا امام می فرماید هر جا عالمی دیدی اکرامش کن . در این صورت وجوب اکرام عالم شامل همه علما در همه زمانها می شود.
🔻تضاد بین احکام تکلیفی
بین احکام تکلیفی پنجگانه( وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه ) تضاد وجود دارد یعنی در فعل واحد با هم جمع نمیشوند. به عبارت دیگر یک فعل نمی تواند هم واجب باشد هم حرام. هم مستحب باشد هم مکروه و ....
👌علت تضاد بین احکام تکلیفی، تنافی بین مبادی آنهاست. نمیشود فعلی هم مفسده شدیده داشته باشه هم مصلحت شدیده، و نمیشه در مرحله اراده مولا نسبت به فعلی هم شوق شدید داشته باشه هم بغض شدید ، اینها با هم تضاد و تنافی دارند و در یک فعل واحد به صورت همزمان جمع نمیشوند .
👌اما در مرحله اعتبار بین احکام تنافی نیست چون اعتبار سهل الموونه و کم هزینه است .
🔻دو تا حکم یکسان هم نمی توانند در فعل واحد با هم جمع شوند مثلا دو تا وجوب به فعل واحد به صورت همزمان نمی تواند تعلق بگیرد. چون در این صورت یعنی دو تا اراده مولا بران فعل تعلق گرفته و از باب اجتماع مثلین محال است. مثل اینکه کبریت روشن را بخواهیم یکبار دیگر روشن کنیم خب این شدنی نیست.
******
🔻لکل واقعه حکم
خداوند برای هر واقعه ای حکمی متناسب با ان بر اساس مصلحت و مفسده مکلف، تشریع کرده است.
🔻احکام واقعی و ظاهری
حکم واقعی در واقع همان حکمی است که خداوند تشریع کرده و در لوح محفوظ هست که گاهی به مکلف می رسد و مکلف در آن شکی ندارد. و گاهی انسان در احکام واقعی شک ندارد و حکم واقعی که نزد خدا محفوظ،است را نمی داند و به آن شک دارد.
جایی که انسان در حکم واقعی شک دارد به سراغ احکام ظاهری می رود.
تعریف حکم ظاهری: حکم ظاهری حکمی است که در آن شک در حکم واقعی اخذ شده است.
🔻احکام ظاهری به دو صورت هستند : 👌حجیت امارات
👌 حجیت اصول
🔻حجیت امارات
👌امارات حجت هستند چون کاشف و کشف کننده از احکام واقعی هستند البته به صورت ظنی. مثل خبر واحد ثقه. مثلا زراره که فرد ثقه و مورد اطمینانی است روایت می کند که امام صادق فرموند حکم فلان چیز وجوب است. در اینجا ما ظن و گمان ( بالای ۷۰ درصد) پیدا می کنیم حرف زراره درست باشد و واقعا حکم آن چیز وجوب باشد اما در عین حال یقین نداریم که این حکم واقعی باشد و در حکم واقعی شک داریم چون ممکن است زراره ناخواسته اشتباه شنیده باشد یا اشتباه کرده باشد. خبر واحد ثقه که یکی از امارات است از سوی شارع مقدس حجت قرار داده شده و مولا می گوید به آن عمل کن و آن را حجت بدان و دلیل بر حجیت آن این است که کاشف از حکم واقعی است ولو این کاشفیتش، ظنی است و صد در صد نیست
🔻حجیت اصول
👌اگر حکم واقعی را ندانیم و اماره ای هم که کاشفیت ظنی از حکم واقعی می کند را هم نداشته باشیم در این صورت مکلف در مقام عمل نمی تواند متحیر بماند و باید وظیفه عملی خود را بداند لذا دسته دوم از احکام ظاهری حجیت اصول هستند. اصول عملیه در واقع وظیفه عملی مکلف را در زمانی که شک در حکم واقعی دارند و اماره ای بر حکم واقعی نمی یابند، را مشخص می کند.
🔸اصول عملیه به دو صورت اصول محرزه و غیر محرزه هستند.علت حجیت اصول عملیه ، کاشفیت آنها از واقع نیست بلکه ملاک حجیت انها صرفا تعیین وظیفه عملی مکلف در جایی که حکم شرعی واقعی را نمی داند، می باشد.
🔸اصول عملیه یا👇👇
✨اصل عملی غیر تنزیلی هستند که اصلا نظری به واقع ندارند مثل اصالت الحل در جایی که بین حلیت و حرمت چیزی شکدارید که در اینجا بنا را بر حلیت می گذاریم و کاری با واقع نداریم و واقع را نمی دانیم
✨اصل عملی تنزیلی هستند که نظر کمی به واقع دارند اما ملاک برا حجیت انها این کاشفیت آنها از واقع نیست بلکه صرفا تعیین وظیفه عملی مکلف است. مثل قاعده فراغ. وقتی از عملی فارغ شدی و شک کنی در صحت آن عمل که آیا صحیح انجامش دادم یا خیر، در اینجا بنا را بر صحت عمل می گذاریم چون اص این است که فرد وقتی داشت آن عمل را انجام می داد غالبا دچار فراموشی و نسیان نیست و متوجه عملش هست اما همه ملاک این کاشفیت این قاعده از این واقع( اصل بر غلبه انتباه و توجه و عدم فراموشی) نیست بلکه برای فارغ شدن از آن عمل هم مدخلیتی در صحت آن عمل هست یعنی در مقام عمل حالا که فارغ از عمل شده بنا را برصحت بگذارد. بدون توجه به واقع .
🔻خلاصه کلی🔻
پس دو دسته احکام داریم واقعی و ظاهری
احکام واقعی آن حکمی است که شارع تشریع کرده برای تنظیم حیات بشر بر اساس مصالح و مفاسد وی.
احکام ظاهری که شامل حجیت امارات و حجیت اصول است احکامی هستند که در موضوع شان شک در حکم واقعی اخذ شده و در طول احکام واقعی هستند یعنی زمانی دنبال حکم ظاهری می رویم شک در حکم واقعی داشته باشیم
🔻دلیل حجیت امارات( ادله محرزه) ، کاشفیت ظنی آنها از واقع می باشد و دلیل حجیت اصول اعم از اصول تنزیل و غیر تنزیلی، تعیین وظیفه عملی مکلف است در جایی که حکم واقعی را نمی داند و امارات ( ادله محرزه ای) را هم نمی یابد
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران( حلقه ثانیه)
مبحث: حجیت قطع ( منجزیت و معذریت)
استاد: خانم دکتر سعیدی
تدریس حضوری ترم دوم ۱۴۰۳