نمونه سوالات امتحانی اصول دو همراه با جواب👇👇👇
به درخواست شما عزیزان.
اما عزیزانم خودتان را محدود به این سوالات نفرمایید چون امتحان اصول دو متمرکز هست و هر طراح سوالی در طرح سوالات سلیقه ای دارد.
🙏🌺
در این ماه عزیز ! مادر مرحوم بنده را از دعای خیر محروم نفرمایید
هدایت شده از Fs.saedi
1555537823_.pdf
حجم:
408.8K
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران(حلقه ثانیه )
مبحث: مبحث: اطلاق در معانی حرفیه/ تقابل بین اطلاق و تقیید
استاد: خانم دکتر سعیدی
تدریس حضوری ادامه ترم دوم ۱۴۰۴
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران(حلقه ثانیه )
مبحث: مبحث: حالات مختلف اسم جنس
استاد: خانم دکتر سعیدی
تدریس حضوری ادامه ترم دوم ۱۴۰۴
هدایت شده از Fs.saedi
اطلاق در معانی حرفی
سابقا گفتیم معنا به دو قسم تقسیم می شود؛
_ معانی اسمیه
_معانی حرفیه
اطلاق گیری در معانی اسمیه بواسطه قرینه حکمت بدون اشکال است.
(مثلا عالم در عبارت اکرم العالم . (عالم را اکرام کن)، عالم معنای اسمی است و عالم اعم از این است که عادل باشد یا نباشد، مجتهد باشد یا نباشد و ... . چون متکلم در مقام بیان تمام مرادش بوده و برای عالم قیدی نیاورد پس قیدی مد نظرش نبوده لذا اطلاق برای عالم که معنای اسمی است، ثابت می شود.)
محل بحث این است که ایا اطلاق گیری از طریق قرینه حکمت در معانی حرفی هم ممکن و صحیح است؟
مثلا
هیات جمله اکرم العالم، نسبت طلبیه و معنای حرفی است. ایا می توان از طریق قرینه حکمت در این معنای حرفی، اطلاق گیری کرد؟ و گفت این نسبت طلبیه شامل همه حالات می شود؟ یعنی وجوب اکرام عالم در همه حالات چه در منزل چه در خانه چه در مدرسه و ...
یعنی ایا می توان قرینه حکمت را در این معنای حرفی جاری کرد و گفت متکلم در مقام بیان تمام مرادش بود و قیدی برای این معنای حرفی نیاورد لذا قیدی مدنظرش نبوده و همه حالات را شامل می شود.
شهید صدر : در اینکه ایا اجرای قرینه حکمت در معانی حرفی، صحیح است یا خیر ، اختلاف نظر وجود دارد اما نظر صحیح از نظر شهید صدر این است که می توان قرینه حکمت را در معانی حرفی جاری کرد. اما توضیحات ان را در حلقه ثالثه بیان می کنند.
[ ] تقابل بین اطلاق و تقیید
(توضیح تقابل؛
تقابل به ۴ قسم تقسیم می شود:
تناقض؛ با هم جمع نمی شوند با هم رفع هم نمی شوند مثل زنده و مرده. نمیشه یک فرد هم زنده باشه هم مرده. و نمیشه نه مرده باشه نه زنده. بالاخره یکی از این دو است.
تضاد ؛ دو امر وجودی که با هم جمع نمی شوند اما با هم رفع می توانند بشوند. سفیدی و سباهی با هم جمع نمیشه اما می تونه هیچکدام نباشند و هر دو رفع بشوند.
عدم و ملکه؛ ملکه در واقع امر وجودی است و عدم ملکه امر عدمی است برای چیزی که شاتیت ان امر وجودی را داشته باشد. مثلا انسان شانیت بینایی را دارد حالا اگر بینا باشد میشه ملکه و اگر نابینا باشد میشه عدم . و همزمان نمی تواند هم بینا و هم نابینا باشد.
این صفت بینایی و نابینایی در مورد انسان میشه عدم و ملکه . اما در مورد دیوار نمی توان گفت نابینا است و عدم ملکه را به او نسبت داد چون دیوار شانیت بینایی را ندارد
تضایف: نوعیاز تقابل است که دو امر وجودی است که تصور یکی تصور دیگری را به دنبال دارد. مثل مادری و فرزندی.
مادری تصور فرزند داشتن را به دنبال دارد و فرزندی تصور مادر داشتن را به دنبال دارد. اما نمی شود یک فرد از همان زاویه که مادر است فرزند هم باشد مثلا هم مادر علی باشد و هم فرزند همان علی باشد)
در بحث اطلاق و تقیید می گوییم رابطه انها تقابل است و می خواهیم ببینیم تقابل این دو در عالم اثبات و در عالم ثبوت کدام قسم از اقسام تقابل است.
[ ] تقابل اطلاق و تقیید در عالم اثبات
(مراد از عالم اثبات همان عالم ابراز مولا و لسان دلیل است. یعنی چیزی که در کلام مولا امده است)
می فرماید تقابل بین اطلاق و تقیید در عالم اثبات و در کلام مولا از نوع تقابل عدم و ملکه می باشد. ( اطلاق یعنی عدم قید و تقیید یعنی وجود قید)
وقتی متکلم در کلامش قیدی را نیاورده در حالی که می توانست قید بیاورد اطلاق ثابت می شود و این همان عدم ملکه است .و وقتی قید را در کلام می اورد همان ملکه است
حالا اگر مولا اصلا شرایط اوردن قید را نداشته ، در این صورت از قید تیاوردن مولا نمی توان اطلاق را نتیجه گرفت چون چه بسا اگر شرایط اوردن قید وجود داشت ان را می اورد. در اینجا نمی توان حکم به اطلاق اثباتی( اطلاق در کلام مولا کرد) و از ان به اطلاق ثبوتی( اطلاق در تصور مولا ) کرد.
[ ] تقابل اطلاق و تقیید در عالم ثبوت
( مراد از عالم ثبوت ، عالم تصور مولا است قبل از کلام مولا)
تقابل اطلاق و تقیید در عالم ثبوت نمی تونه از نوع تضاد باشه چون در تضاد دو امر وجودی هستند اما در اطلاق و تقیید، اطلاق عدم لحاظ قید است و امر عدمی است و تقیید لحاظ قید است و امر وجودی است.
لذا تقابل بین اطلاق و تقیید ثبوتی یا از نوع تناقض است یا از نوع عدم و ملکه که شهید می فرمایند در حلقه ثالثه به ان می پردازند
حالات مختلف اسم جنس
برا اسم جنس سه حالت بیان شده است:
_حالت اول: یا معرف به الف و لام است (یعنی با ال تعریف امده) مثل احل الله البیع
_ حالت دوم: یا با تنوین تنکیر امده ( یعنی با تنوین نکره شده است) مثل جئنی برجلِِ
_ حالت سوم: یا بدون تعریف و تنکیر امده بلکه با تنوین تمکین یا مضاف امده است. ماء الکر ( مثلا لباست را با اب کر از نجاست تطهیر کن)
هدایت شده از Fs.saedi
[ ] در حالت سوم که در واقع طبیعی وضع شده برا اسم جنس، قرینه حکمت برای اثبات اطلاق جاری می شود. و اطلاق شمولی از،طریق قرینه حکمت ثابت می شود. مثلا در ماءالکر متکلم در مقام بیان تمام مرادش بود و برای اب کر، قیدی نیاورد لذا هر آب کری را شامل می شود.
[ ] در حالت اول نیز باید اینجور توضیح داد که الف و لام تعریف خودش به دو قسم تقسیم می شود :
۱) الف و لام عهد؛ که شامل سه قسم است:
عهد حضوری. که ان شی حضور دارد
عهد ذهنی خاص که در ذهن اشاره به فرد مشخص دارد
عهد ذکری که چیزی در عبارات قبل در کلام امده و وقتی دوباره تکرار می شود با الف و لام عهد ذکری می اید
۲) لام جنس( عهد ذهنی عام)
که بر سر اسم جنس لام امده مثل النار المُحرِقه ( اتش سوزاننده است) که در واقع محل بحث ما این قسمت هست. اینجا در واقع طبیعت به تنهایی نیامده بلکه الف و لام تعریف ، اشاره به تعیین دارد
مفهوم عام نار در دهن اشنا است و حالا با الف و لام تعریف اشاره به همان معنای عامی که در ذهن هست، می کند .
می فرماید در حالت اول که بر سر اسم جنس الف و لام تعریف می اید در اینجا نیز می توان با قرینه حکمت اطلاق گیری کرد. و گفت متکلم در مقام بیان تمام مرادش است و قیدی نیاورده لذا اطلاق شمولی اثبات می شود.
[ ] در حالت دوم طبیعت به تنهایی نیامده بلکه با تنوین تنکیر تطعیم شده. و تنوین تنکیر اشاره به وحدت دارد جئنی برجلِِ یک مرد را بخدمت بگیر. یا اکرم عالماً یعنی یک عالم را اکرام کن
در اینجا اطلاق شمولی ثابت نمی شود بلکه اطلاق بدلی ثابت می شود به این صورت که واجب است یک فرد عالمی را اکرام کنی حالا ان یکنفر هر کسی می تواند باشد. و با اکرام یک عالم امتثال دستور مولا اتفاق افتاده و نیاز به اینکه همه علما را اکرام کنی نمی باشد
عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه اعضای محترم کانال و طلاب گرامی
در جوار ملکوتی ولی نعمتمان حضرت علی بن موسی الرضا سلام الله علیه، نایب الزیاره همه عزیزان هستم.
از خداوند متعال بحق مولود این شب مبارک ، برای همه بزرگواران درخواست عاقبت بخیری و امرزش دارم.
محتاج دعای خیر همه عزیزان هستم . بنده و خانواده ام و خصوصا مادرمرحومم را از دعای خیر خود فراموش نفرمایید.
🙏🌺🌺
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران(حلقه ثانیه )
مبحث: انصراف ۱
استاد: خانم دکتر سعیدی
تدریس حضوری ادامه ترم دوم ۱۴۰۴
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران(حلقه ثانیه )
مبحث: انصراف ۲
استاد: خانم دکتر سعیدی
تدریس حضوری ادامه ترم دوم ۱۴۰۴