هدایت شده از 𝒴oung & ℬeautiful.
ستاره ها واقعا قاتل های حقیقی من هستند
هدایت شده از Unbelievable
نبودن، گاهی شبیه یک خاطره است.
خاطرهای که میان تردیدهایت قدم میزند ، نفس میکشد ، و شبها وقتی چشمهایت را میبندی ، آرام روی شانهات مینشیند .
تو فکر میکنی گذشته است ، اما در لحظههایی که بوی باران میآید یا یک آهنگ قدیمی پخش میشود ، برمیگردد، نگاهت میکند و میپرسد:
«یادت هست؟ یا فراموشم کردی؟»
و تو ، در این تردید ، میمانی میان بودن و نبودن ، میان خواستن و رها کردن ، میان خاطرهای که هنوز از پشت پلکهایت عبور میکند و صدای قلبت که آرام میگوید:
«بگذارش برود… اگر قرار بود بماند، نبودن را انتخاب نمیکرد.»
یه روز کتابفروشی باز میکنم و به هرکی که ازم کتاب خرید میگم وقتی کتاب تموم شد بیاد اینجا تا باهم راجبه شخصیت/داستان کتاب ذوق/گریه کنیم؛