eitaa logo
brainstorming.
262 دنبال‌کننده
263 عکس
117 ویدیو
3 فایل
I thought Im all you wanted)) cause All I wanted was you. https://daigo.ir/secret/31681912682
مشاهده در ایتا
دانلود
-
در هرحال؛ما،به زندگی خودمون ادامه میدیم درحالی که سعی می‌کنیم تمام لحظاتِ اونو سرشار از شادی های سبز بکنیم. چرا که آدم همیشه مثلِ هوا احتیاج داره به شادی... منتظریم که خورشیدی که برای غروب رفته؛روزی از غرب طلوع بکنه...
هدایت شده از فروغ؛
یه روزی میفهمی دنیا باهات لج نکرده بود، فقط داشت بهت یاد میداد چطور رها و بی نیاز بشی.
آن‌قدر با سر پایین با گرفتاری‌ها روبه‌رو می‌شویم که یادمان می‌رود برای نگاه کردن به ستاره‌ها سرمان را بلند کنیم.
مردم از مرگ میترسن چون نمیشناسنش. براش داستان میسازن،بهش شکل میدن؛عذاب بعدش،بهشت،جهنم. اما حقیقت اینه که مرگ خیلی ساکت تر از اونه که بتونی توی کتابا جا بدیش. مرگ لحظه ای نیست که نفس قطع میشه.مرگ شروع میشه از همون وقتی که دیگه برای چیزی ذوق نمیکنی؛از همون شبی که آهنگ موردعلاقه‌ت پخش میشه و نمیفهمی کی تموم شد.از همون روزی که یه نفر با لبخند میگه دوست داره و تو فقط نگاه میکنی و تو ذهنت حساب میکنی که واقعا چی میخواد؟ مرگ نه گریست،نه خون،نه فریاد. مرگ ینی وقتی که میفهمی حتی اگه بری دنیا سره جاش میمونه.چیزی ازش کم نمیشه،چیزی توش توقف نمیکنه و اگه بخوام صادق باشم؛این واسه من یجور خیال راحتیه. من مرگ دیدم.از فاصله ی نزدیک!توی چشم کسایی که دیگه نمیخواستن بجنگن،توی آینه وقتی خودمو نگاه کردم و فهمیدم اون آدمی که یه زمانی که می‌خواست دنیارو نجات بده دیگه اونجا نیست . هربار که یکی بهم گفت تو عوض شدی،هربار که ساکت موندم وقتی باید فریاد میزدم،هربار که به یه دروغ لبخند زدم فقط برای اینکه بحث نکنم؛یه تیکه ازم افتاد. من مردم؛خیلی قبل تر از اینکه کسی برام مراسم بگیره. مرگ تنها چیزیه که قضاوتت نمیکنه،نمیپرسه چیکار کردی؟به کی وفادار نبودی؟کجا بریدی؟نمیخواد قهرمان باشی.مظلوم باشی حتی آدم باشی! فقط میاد؛دستتو میگیره و میگه بسه دیگه. کی گفته مرگ هیولاست؟هیولا دقیقا خوده زندگیه؛وقتی این همه مجبورت میکنه لبخند بزنی به کسی که داری از توی چشش دروغ میخونی،وقتی این همه ازت میخواد نقش آدم خوبارو بازی کنی. اما مرگ صادقه؛نقاب نداره،نمیخواد فریبت بده.نمیگه درست میشه،نمیگه یه بار دیگه امتحان کن،نمیگه ببخش یا صبر داشته باش. مرگ میگه خسته ای؟بیا؛ و این منصفانه ترین پیشنهادیه که تا حالا بهم شده . من توی زندگی هی انتخاب کردم هی اشتباه کردم،به آدمایی اعتماد کردم که قرار نبود بمونن،حقیقتایی رو گفتم که گوشی براشون نبود و دروغهایی رو شنیدم که همه با لبخند بهم تحویلشون می دادن. اما مرگ؛هیچوقت بهم نگفت دیر اومدی،هیچوقت مثل بقیه نپرسید چرا اینجوری شدی!درحالی که اصلا براش مهم نباشه... فقط میشینه روبه‌روم؛نگام میکنه،نه اون آدم سابق‌و نه ظاهر الانمو؛خوده خودمو! شاید واسه همینه که حس میکنم یجورایی دوست داشتنیه.نه از اون دوست‌داشتنی های نرم و گرم،نه از اون دوست‌داشتنی های آروم و واضح و با ثبات؛یه صدای دور که هی نمیگه بمون،ولی همیشه حاضره بگه اگه خواستی بریم ! آدما ازش میترسن چون فکر میکنن مرگ ینی نبودن .ولی من؛خیلی وقته هستم و هیچ وقت تاحالا انقدر احساس نبودن نکردم.. حالا دیگه بنظرم مرگ چیزه باحال و تمیزیه،یجور سکوت شفاف،یه رهایی بدون ادعا.یه جای خالی که بالاخره هیچی ازت نمیخواد . راستش،بعد یه عمر بدهی دادن به دنیا؛بنظرم همچین معامله ای کاملا منصفانست . "مرگ" Arianfar.
دشمن باشید ولی امن باشید،امن .
هدایت شده از Ɱҽ"
_
سال های زیادیست تورا میشناسم تو؛حمله هارا ندید گرفتی فقط چون،چاقو دست کسانی بود که دوستشان داشتی...
-
به هرحال علارغم همه ی تغییرات،اون حسی که زنده نگهت داشته تغییری نمیکنه‌.