دریای بندگی☫
•🌱تقدیم به کانال؛ https://eitaa.com/fudtyo •🖇
از همان نوجوانی شوق پوشیدن لباس پاسداری داشت. همان رختی که جامع شهادتش نیز شد. شهید محمد اسلامی از دهه هشتادیهایی است که برای تأمین امنیت مردم در تلاش بود و عاقبت نیز شهید راه امنیت لقب گرفت🌱
پ.ن:شهید متولد ششم اردیبهشت ۱۳۸۰بود
مراحل خواستگاریاش اسفند ۱۴۰۰ همزمان با روز پاسدار بود. چند عکس از داخل گوشی موبایل به من نشان داد. عکسها را در حرم شاهچراغ با لباس پاسداری گرفته بود. گفتم مامان دورت بگردم چقدر خوشتیپ شدی. چقدر لباس پاسداری برازندهات است. بین عکسها عکسی بود که محمد از ته دل میخندید. گفت هیچ کدام از این عکسها را استوری نکن، ولی این عکس را برای شهادتم نگهدار. گفتم شهادت که الکی نیست گفت تو بگذار برای شهادتم!🌱
فاطمه خانومش گفت محمد به او گفته بود که دو سال قبل خواب شهادتش را دیده است. در لباس پاسداری به خون خودش میغلتد. محمد گفته بود در عالم خواب امام حسین (ع) و حضرت رقیه (س) به سمتم میآمدند. حضرت رقیه (س) اشاره کرد به امام حسین (ع). میگفت بابا این آقا برای ما خدمت کرد مراقبش باشید. با دیدن این خواب محمد دوست داشت به لباس سبز پاسداری برسد. چون میدانست که با همین لباس شهید میشود.
خانومش میگفت یکبار که با محمد به گلزار شهدای شیراز رفته بودیم، یک شهید به نام محمد اسلامینسب در شیراز داریم که محمد به خانومش گفته بود این شهید فقط یک نسب از من بیشتر دارد، کاش من جای ایشان بودم.
به همسرش گفته بود میدانی چرا وقتی همسران شهدا به غسالخانه میآیند یک شانه با خودشان میآورند؟ به خاطر اینکه محاسن شهیدشان را شانه بزنند. چون شهید میخواهد به دیدار امام حسین (ع) برود باید مرتب باشد. محمد روز قبل از شهادتش شانه خرید. فاطمه روز شهادت محمد وصیتش را عملی کرد.🌱
سال ۸۰ یعنی همزمان با تولد پسرم خانهمان هیئت داریم. محرم و صفر خانه را سیاهپوش میکنیم. همیشه سعی کردهام مراسمی که موسیقی حرام پخش میشود، نرویم. پسرم از شش سالگی نماز میخواند. از هفت سالگی تا جایی که توانایی داشت روزه میگرفت. وقتی که ۹ ساله بود او را به مکه بردم. تمام اعمال حج را خودش تنهایی انجام داد. خیلی مقید بود نمازش را به جماعت بخواند. اهل مسجد بود میگفت امام حسین (ع) خادم بیمعرفت نمیخواهد. غیر از اینها محمد اهل دل بود و با خانمش به کافه میرفت.🌱
پ.ن:از زبون مادر شهید هست
فقط اونجایی که گفت اهل دل بود☺️
محمد و همرزمانش ساعت یازده و نیم شب با تروریستها درگیر شده بودند. گویا تروریستها ۱۰ نفر بودند که با ورود اسلحه به شهرها دنبال ناامنی بودند. پسرم قبلاً به ما گفته بود که ۱۰ تروریست وارد شیراز شدهاند و ما هشت نفرشان را دستگیر کردهایم و دو نفر از آنها فرار کردهاند. به همین دلیل مأموریتهایشان زیاد شده بود.
دوم شهریور نزدیک اغتشاشات سال گذشته ۱۰ نفر از بسیجیان با پنج موتور به گشت رفته بودند. از ساعت ۱۱ و نیم شب در کمین تروریستها نشسته بودند. حوالی ساعت یک بامداد، دو سرنشین ماشین پژو پارس که مشکوک به حمل اسلحه بودند، در منطقه والفجر شیراز محمد و دوستش که سوار موتور بودند را به زیر تریلی هجده چرخ میاندازند و متواری میشوند.
در آن حادثه پسرم و دوستش محمد سجادیزاده که بسیجی بود، به شهادت رسیدند. ✨
پ.ن: علت شهید شدنشون🙂
سعید زمانیسلام من به سرزمین طاییه.mp3
زمان:
حجم:
5.2M
سلام من به سرزمین طلائیه...
کربلایی علی پناهیgereftaram-abalfazl-final.mp3
زمان:
حجم:
6.7M
این حرف دل یه ارمنیه