eitaa logo
دریای بندگی☫
190 دنبال‌کننده
7هزار عکس
7.8هزار ویدیو
42 فایل
بسم ࢪب الحسین:)🪴 کپی؟ ما کی باشیم که بخوایم حـلـال و حࢪومشو تعیین کنیم؟:)حـلاله🦋 شࢪوع خـٰادمـ¹⁴⁰¹/⁹/²²ـیـمون🌱 -آقاۍمنღ نامتان‌عجیب‌است‌.. تابہ‌زبان‌مۍآورمش‌آرام‌میشوم♥🥲 لفت؟ ۱۲صلوات:)🖇
مشاهده در ایتا
دانلود
محمد در وصیت نوشته بود با لباس هیئت مرا دفن کنید. برایم روضه دختر سه ساله امام حسین (ع) بخوانید و از برادرش علیرضا خواسته بود جای او در هیئت‌ها برای امام حسین (ع) سینه بزند. خیلی به حضرت رقیه (س) ارادت داشت. مراسم عقدش هفتم فروردین سالروز ولادت حضرت رقیه (س) بود. 🌱
فاطمه خانومش گفت محمد به او گفته بود که دو سال قبل خواب شهادتش را دیده است. در لباس پاسداری به خون خودش می‌غلتد. محمد گفته بود در عالم خواب امام حسین (ع) و حضرت رقیه (س) به سمتم می‌آمدند. حضرت رقیه (س) اشاره کرد به امام حسین (ع). می‌گفت بابا این آقا برای ما خدمت کرد مراقبش باشید. با دیدن این خواب محمد دوست داشت به لباس سبز پاسداری برسد. چون می‌دانست که با همین لباس شهید می‌شود. خانومش می‌گفت یک‌بار که با محمد به گلزار شهدای شیراز رفته بودیم، یک شهید به نام محمد اسلامی‌نسب در شیراز داریم که محمد به خانومش گفته بود این شهید فقط یک نسب از من بیشتر دارد، کاش من جای ایشان بودم. به همسرش گفته بود می‌دانی چرا وقتی همسران شهدا به غسالخانه می‌آیند یک شانه با خودشان می‌آورند؟ به خاطر اینکه محاسن شهیدشان را شانه بزنند. چون شهید می‌خواهد به دیدار امام حسین (ع) برود باید مرتب باشد. محمد روز قبل از شهادتش شانه خرید. فاطمه روز شهادت محمد وصیتش را عملی کرد.🌱
سال ۸۰ یعنی همزمان با تولد پسرم خانه‌مان هیئت داریم. محرم و صفر خانه را سیاهپوش می‌کنیم. همیشه سعی کرده‌ام مراسمی که موسیقی حرام پخش می‌شود، نرویم. پسرم از شش سالگی نماز می‌خواند. از هفت سالگی تا جایی که توانایی داشت روزه می‌گرفت. وقتی که ۹ ساله بود او را به مکه بردم. تمام اعمال حج را خودش تنهایی انجام داد. خیلی مقید بود نمازش را به جماعت بخواند. اهل مسجد بود می‌گفت امام حسین (ع) خادم بی‌معرفت نمی‌خواهد. غیر از این‌ها محمد اهل دل بود و با خانمش به کافه می‌رفت.🌱 پ.ن:از زبون مادر شهید هست فقط اونجایی که گفت اهل دل بود☺️
محمد و همرزمانش ساعت یازده و نیم شب با تروریست‌ها درگیر شده بودند. گویا تروریست‌ها ۱۰ نفر بودند که با ورود اسلحه به شهر‌ها دنبال ناامنی بودند. پسرم قبلاً به ما گفته بود که ۱۰ تروریست وارد شیراز شده‌اند و ما هشت نفرشان را دستگیر کرد‌ه‌ایم و دو نفر از آن‌ها فرار کرده‌اند. به همین دلیل مأموریت‌های‌شان زیاد شده بود. دوم شهریور نزدیک اغتشاشات سال گذشته ۱۰ نفر از بسیجیان با پنج موتور به گشت رفته بودند. از ساعت ۱۱ و نیم شب در کمین تروریست‌ها نشسته بودند. حوالی ساعت یک بامداد، دو سرنشین ماشین پژو پارس که مشکوک به حمل اسلحه بودند، در منطقه والفجر شیراز محمد و دوستش که سوار موتور بودند را به زیر تریلی هجده چرخ می‌اندازند و متواری می‌شوند. در آن حادثه پسرم و دوستش محمد سجادی‌زاده که بسیجی بود، به شهادت رسیدند. ✨ پ.ن: علت شهید شدنشون🙂
سعید زمانیخاک افلاکی.mp3
زمان: حجم: 3.6M
دارن تازه میشن،بازم خاطرات...(:🕊
4_5805656131799881410.mp3
زمان: حجم: 7.1M
تنها که میشی میگی یااباعبدالله