مطرود|Matrood213@Untitled_6.mp3
زمان:
حجم:
10.3M
کجاستمنجیاینبغضهایطوفانی
طلایهدارِ«مِنَالْمُجْرِمِینَمُنْتَقِمُون»
-العجل
@Matrood213|مطرودaudio01081517(2).mp3
زمان:
حجم:
5.6M
نامت مسبب جلوات جنون شود¹¹⁰ .
حسین ستوده4_6021510132851020368.mp3
زمان:
حجم:
18M
- این تشنگی کجا ، اون تشنگی کجا؟!
آفتاب با تمام قوایش بر مکه می تابید .
قطرات ریز و درشت عرق روی پیشانی اش می رقصیدند . روی ریگ های داغ پا میگذاشت و به سمت خانه میرفت . از اثر آفتاب ِداغ ِمکه صورتش سرخ و آفتاب سوخته شده بود . به خانه که رسید
نقاب را از چهره برداشت و با مهربانی در چشمان خدیجه که به استقبال او آمده بود خیره شد .
خدیجه لبخندی به رویش زد بعد به خورشید نگاه کرد و گفت :
*خورشید تو صورت محبوب ِ مرا بوسیده ای ؟*
این چنین بود عشق بین ِخدیجه و محمد .
بزرگترین زن ِمکه تمام ثروتش را در راه محبوب داد
و محبوب عشق خدیجه را به قلبش دوخته بود .
شتر هایش را ، مال و اموالش را .
کسی که دنیایش محمد باشد دگر مال دنیا میخواهد چه کار ؟ زنی که در خانهاش پیغمبر دارد دگر زر و نقره میخواهد چه کار ؟
خدیجه و محمد ، این دو اسم چقدر بهم می آیند .
خدیجه لبخند است بر لبان محمد ، خدیجه عطر است بر عبای محمد ، خدیجه روح است بر تن محمد و خدیجه است ریحانهی محمد .
خدیجه است محرم زمزمه های نیمه شب پیمبر.
خدیجه است مادر ِمادر ِیازده امام .
خدیجه است مادر ِهمسر ِعلی و دختر پیمبر .
باغ چادر گلدار خدیجه است باغ بهشتی پیمبر .
آنقدر او محمد را و محمد اورا دوست میداشت که
همه میگفتند هیچکس نمی تواند خدیجه را از محمد جدا کند . اما حیف که مرگ ماه ِآسمان محمد را به پشت ابر های تار برد و اورا از چشمان نبی پنهان کرد .
حال سردار ِلشگر ِنبی نفس نمی کشد ؛
دیگر درد و دل هایش را برای چه کسی ببرد ؟
پاسخ این سوال خیلی زود آمد ، صدای دختر چهار پنج سالهای که میگفت : بابا ؛ مادرم کجاست ؟
نگاهش افتاد به چشمان ِگریان بابا ؛
حالا انگار باز بابا یتیم شده بود !
خدیجه فقط همسر ِمحمد نبود ، مادرش بود ، خواهرش بود ، رفیقش بود ، سردارش بود ، گوهرش بود . حال این خدیجهی عاشق مگر معشوقش را بی یاور رها میکند ؟ نه !
او در آسمان دامان خود ماهی روشن برای محمد پرورش داده بود تا در نبودش سردار او باشد ، مادر او باشد ، خواهر او باشد ، رفیق او باشد .
خدیجه شد مادر ِزهرا ، مادر ِدوازده امام و فرزندانشان .
حالا هزار و چند سال است که خدیجه چشم بر دنیا بسته اما یادگارش ، مهدی را برای ما به جا گذاشته است .
الهم عجل لولیک الفرج 🌱
کپی نشه
هدایت شده از مُفَتِّشْ
.
این پیامُ فور کن ؛
تا دوتا از پرجذب ترین پُستای چنلتو فور کنم .
عضوباشیاااا
تگ؟ @Mofatesh_133
.
گاهـے پیش مـےآمد
که پیش خودم فکر میکردم
کاش شرایط طوری چیده نمیشد
که محمدحسین بخواهد برود
اما به محض این که این فکر به سرم میآمد به خودم مـےگفتم:
خب اینکه خودخواهـے است!
از اول هـم قرار بود برای کارهایش پایه باشی قرار نبود که ترمز باشـے
با این حرفها خودم را آرام میکردم
بـهـم مـےگفت:
همسـرت که حسینـے بـاشـد ،
تـو را زهیـر میکند!❤️🩹
#همسرشهیدمحمدحسینمحمدخانی