- بابا ..
+ بله ؟
- شما بابای من نیستید ،
بابا من یک رَدای سبز دارد ،
همیشه همین حوالی برای ما
غذا میآورد ؛
کوله روی پشتش دارد ..
بابای من که نبود ،
ولی بابا صدایش میزدم ؛
+ اسمش چه بود ؟
- نمیدانم ، پرسیدم ، نگفت ..
+ چه کارش داری .. ؟
- میخواهم خبرِ خوش به او بدهم ؛
خبرِ کشته شدنِ [ علی ] .. 💔
+ او از این خبر خوشحال میشود ؟
- آری مطمعنم ، او از خوشحالیِ من
خوشحال میشود ..
+ مرگِ علی را جلوی او آرزو کردهای تا بحال ؟
- آری ، همیشه که غذا میآورد ،
جلویش علی را نفرین میکردم ؛
او هم دست هایش را بالا میبرد
و میگفت :
[ خدایا ، مرگِ علی را برسان :) ] . 💔
@ostad_shojaeامام زمان 006.mp3
زمان:
حجم:
1.3M
سه شنبه ها دلمان، بهانه میگیرد؛
اما؛
می گذرد!
دلمان، هوايت را می کند؛
اما؛
بی قرارت نیست!
عجب دردیست؛ بی دردی؛
که به جانمان افتاده است.
@ostad_shojaeامام زمان 007.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
اللهم کن لولیک...
نجوایی است، بر زبان ما!
اما قلبمان،
به ستون های دنیا،زنجیر شده است!
دعایمان،بوی بی دردی می دهد؛
که به اجابت نمی رسد!
قبر را که با خاک پُر کردی،
موضع قبر را پنهان کن.
وقتی هوا روشن شد؛
نعش و جسمی را
پشت ناقه بگذار و به یک نفر بده
تا به سمت مدینه ببرد
تا مبادا دشمن و خوارج
بدانند که پدرت
در کجا مدفون است.
_ همینطور هم شد!
البته شبانه و مخفیانه هم تشییع شد؛
درست مانند معشوقهاش...
#امیرغریبانعلی