دوست دارم با علی همسایه باشم تا ابد
در نجف گم می شوم دیگر مرا پیدا نکن
دریای بندگی☫
گردن توِ ای تیر ! خون ِمادر بچم..
چقد واسه دومادیش رباب آرزو داره:))
چجوری برم خیمه؟خجالت نمیزاره..
دوستان ... اگرنمیدونید بدونید
چخبر یعنی از آخرین ثانیه ای که باهات در ارتباط بودم تا این ثانیه که الان پیشمی رو موووووو به مو برام با ذکر تمام جزئیات تعریف کن...🥰🥰
هیچی ،سلامتی .. و موز
#حرّه_نوشت #دلی_نوشت