دریای بندگی☫
_
به عمه زینب بگم.. از تو امشب بگم
قصه هام و مثل رگ هات نامرتب بگم
قصه شبونه بگم.. دخترونه بگم
دستای زجر و باید به جای شونه بگم💔
هدایت شده از ‹ رد ِخــون ›
میگفت ؛
من یک جراحت سطحیام که درد داره اما
مهم نیست ..
دریای بندگی☫
آره آقای ِمداح ، امام حسینم ، اگه جا داره یکی دلش آرزوی کرب و بلا داره،اگه جا داره ببر منو خیلی د
آره آقای ِمداح ،
تو بگو قشنگترین جاهای دنیا ..
توبگو قصر پادشاها ..
تو بگو کوه بگو دریا ؛
تو بگو بهشت ولی ما واسمون
هیچ جا حرم حسین نمیشه(:❤️🩹