حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود💔
پنهان شدی ای ماه علی از نظر امشب
آسوده شدی فاطمه از ضرب در امشب
از پهلوی بشکسته اگر خواب نرفتی
بر خاک لحد فاطمه بگذار سر امشب...🥀💔
غسلشداد، کفنشکرد .
آنگاهنشستتنهابرایشگریهکرد ؛
بعدآرامدرونقبرشگفت:
زهراء ؟ منم علی'ع . .