غسلشداد، کفنشکرد .
آنگاهنشستتنهابرایشگریهکرد ؛
بعدآرامدرونقبرشگفت:
زهراء ؟ منم علی'ع . .
میگفت:
- حسن جان، به کسی نگی چی شده ها..!
بابغضمیگفت: - مامان من حسینم . ./💔
بهروضـهکـارنـدارم،زمـینکـمیخـیـساسـت.
خـداکـندکـسیمــادرشزمـیـننـخـورد./💔¹³⁵
میپرسی چطور دووم آوردم؟!
هیچ ، به مو می رسید ، پاره هم میشد
اما ابوفاضل آن را در برمیگرفت و گره میزد ❤️🩹
#حرّه_نوشت #دلی_نوشت